امام موسی صدر کجایی فراموشت نمی کنم مولای من
آخرين تاريخ به روز شدن: 16/01/2010
ساير صفحات: [1] [2]
تو را فراموش نمی کنیم حتی اگر فراموشت کنند

تو را فراموش نمی کنیم حتی اگر فراموشت کنند

ادامه...

از کاتگوری: تو را فراموش نمی کنیم حتی اگر فراموشت کنند
تاريخ درج: 11:50 16/01/2010 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(1)

سرفصلهایی از زندگانی امام موسی صدر

نویسنده : دکتر محسن کمالیان

امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود.

امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره گيري از محضر حضرات آيات سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه هاي علميه قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيد حسين طباطبايي بروجردي، محقق داماد، صدر و سيد محمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و شيخ مرتضي آل ياسين بودند. امام موسي صدر

دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در قم، و نزد آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي در نجف فرا گرفت.وستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيد موسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم شيرازي، و در نجف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر تشكيل مي دادند.امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز ، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله است.

امام موسي صدر در كنار تحصيلات حوزوي، دروس دبيرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولين دانشجوي روحاني در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصيل گرديد. امام موسي صدر قبل از عزيمت به نجف اشرف، از سوي علامه طباطبايي مسئوليت نظارت بر نشريه «انجمن تعليمات ديني» را بر عهده گرفت. وي همزمان با تحصيل در حوزه علميه نجف، به عضويت هيئت امناء جمعيت «منتدي النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره يكي از مدارس ملي اين شهر، مسئوليت سردبيري مجله تازه تاسيس «مكتب اسلام» را عهده دار گرديد. از مهمترين اقدامات امام موسي صدر در آخرين سال اقامت در شهر قم، تدوين طرحي گسترده جهت اصلاح نظام آموزشي حوزه هاي علميه بود، كه با همفكري حضرات آيات دكتر بهشتي و مكارم شيرازي صورت گرفت.

امام موسي صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصيه هاي حضرات آيات بروجردي، حكيم و شيخ مرتضي آل ياسين، وصيت مرحوم آيت الله سيد عبدالحسين شرف الدين رهبر متوفي شيعيان لبنان را لبيك گفت و به عنوان جانشين آن مرحوم، سرزمين مادري خود ايران را به سوي لبنان ترك نمود. اصلاح امور فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه شيعيان لبنان از يكسو، و استفاده از ظرفيتهاي منحصر به فرد لبنان جهت نماياندن چهره عاقل، عادل، انساندوست و با زمان مكتب اهل بيت به جهانيان از سوي ديگر، اهداف اصلي اين هجرت را تشكيل مي داد. امام موسي صدر براي نيل به اين اهداف، و با توجه به جغرافياي اجتماعي و سياسي لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعاليتهاي خود را سه حوزه موازي سازماندهي نمود:

بازسازي هويت، انسجام و عزت تاريخي شيعیان لبنان

امام موسي صدر از زمستان سال 1338 و همزمان با آغاز فعاليتهاي گسترده ديني و فرهنگي خود در مناطق شيعه نشين لبنان، مطالعات عميقي را به منظور ريشه يابي عوامل عقب ماندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شيعيان لبنان به اجرا گذارد. حاصل اين مطالعات، برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدتي بود كه از اواسط سال 1339 و در راستاي سياست محروميت زدايي، طراحي و اجرا گرديد. امام موسي صدر در زمستان سال 1339 و پس از تجديد سازمان جمعيت خيريه «البر و الاحسان»، با تنظيم برنامه اي ضربتي جهت تامين نيازهاي مالي خانواده هاي بي بضاعت، ناهنجاري تكدي را به كلي از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت. وي در فاصله سالهاي 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه اي ميان مدت، با طي سالانه صد هزار كيلومتر در ميان شهرها و روستاهاي سراسر لبنان، دهها جمعيت خيريه و مؤسسات فرهنگي و آموزش حرفه اي را راه اندازي نمود.

كه حاصل آن كسب اشتغال و خودكفايي اقتصادي هزاران خانواده بي بضاعت، كاهش درصد بيسوادي، رشد فرهنگ عمومي، و به اجرا در آمدن صدها پروژه كوچك و بزرگ عمراني در مناطق محروم آن كشور بود. امام موسي صدر در تابستان سال 1345 و پس از اجتماعات عظيم و چند روزه شيعيان لبنان در بيعت با ايشان، رسما از حكومت وقت درخواست نمود تا همانند ديگر طوائف آن كشور، مجلسي براي سازماندهي طايفه شيعه و پيگيري مسائل آن تاسيس گردد. مجلس اعلاي اسلامي شيعیان كه اولين بخش از برنامه درازمدت امام صدر به شمار مي رفت، در اول خرداد سال 1348 تاسيس، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به رياست آن انتخاب گرديد.

امام موسي صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست، تا آن را براي اجراي پروژه هاي زيربنايي و وظايف قانوني خود در قبال مناطق شيعه نشين و محروم آن كشور ترغيب نمايد. در پي امتناع دولت لبنان از پذيرش اين مطالبات و نيز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوايل سال 1353 به رهبري امام موسي صدر شكل گرفت، و راهپيماييهاي مردمي عظيمي در شهرهاي بعلبك، صور و صيدا عليه دولت به وقوع پيوست. اوجگيري بحران خاورميانه، صف آرايي احزاب افراطي مسيحي در برابر مقاومت فلسطيني، و به لبنان كشيده شدن برخي اختلافات جهان عرب، امام موسي صدر را بر آن داشت تا براي حفظ ثبات كشور و ممانعت از سركوبي فلسطينيها، توده هاي مردم را موقتاً از عرصه رويارويي با دولت كنار كشاند، و پيگيري مطالبات بر حق شيعيان را تا آمدن رئيس جمهور بعد به تاخير اندازد. امام موسي صدر در سال 1354 علي رغم كارشكنيهاي شديد دولت، مجدداً با اجماع آراء به رياست مجلس اعلاي اسلامي شيعیان برگزيده شد. با آغاز جنگ داخلي لبنان در فروردين سال 1354، تمامي تلاشهاي امام موسي صدر مصروف پايان دادن به اين بحران صرف گرديد. وي در خرداد آن سال در مسجد عامليه بيروت به اعتصاب نشست، و به پشتوانه مشروعيت مردمی و مقبوليت وسيع وشخصیت کاریزماتیک خود در ميان تمامي مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانيد. با شعله ور شدن مجدد آتش جنگ و پديدار شدن ابرهاي شكست بر آسمان جبهه مسلمانان، امام صدر در ارديبهشت 1355 حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نيروهاي سوري به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به اين كشور بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوريه و متعاقب آن برپايي كنفرانس رياض در مهر 1355، آب سردي بود كه امام موسي صدر بر آتش جنگ داخلي لبنان فرو ريخت. این ارامش تا زمانیکه امام صدر در لبنان حضور داشت ، ادامه پیدا کرد.

پرچمداري حركت گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان

هدف استراتژيك امام موسي صدر آن بود تا طايفه شيعه لبنان را همسان ديگر طوائف، و نه مقدم بر آنان، در تمامي عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن كشور مشاركت دهد. وي از اولين روزهاي هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و همزيستي»، پايه هاي روابط دوستانه و همكاري صميمانه اي را با مطران يوسف الخوري، مطران جرج حداد، شيخ محي الدين حسن و ديگر رهبران ديني مسيحي و اهل سنت آن كشور بنا نهاد. در طول حضور دو دهه امام صدر در لبنان، هيچ مراسم سرور يا اندوهي از شيعيان نبود كه امام صدر در آن شركت جويد، و تني چند از فرهيختگان مسيحي و اهل سنت در معيت وي نباشند. حمايت جوانمردانه امام صدر از بستني فروشي مسيحي در اوايل تابستان سال 1341 در شهر صور، كه به فتواي صريح ايشان مبني بر طهارت اهل كتاب منجر گرديد، توجه تمامي محافل مسيحي لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان 1341 مطران گريگوار حداد به شهر صور آمد، و از امام صدر براي عضويت در هيئت امناء «جنبش حركت اجتماعي» دعوت نمود. از اواخر سال 1341 حضور گسترده امام موسي صدر در كليساها، ديرها و مجامع ديني و فرهنگي مسيحيان آغاز گرديد. سخنرانيهاي تاريخي امام صدر در ديرالمخلص واقع در جنوب، و

كليساي مارمارون در شمال لبنان طي سالهاي 1341 و 1342، تاثيرات معنوي عميقي بر مسيحيان آن كشور بر جاي نهاد.
امام صدر در تابستان سال 1342 و طي سفري دو ماهه به كشورهاي شمال آفريقا، طرحي نو جهت همفكري مراكز اسلامي مصر، الجزاير و مغرب با حوزه هاي علميه شيعه لبنان در انداخت. وي در بهار سال 1344، اولين دور سلسله گفتگوهاي اسلام و مسيحيت را با حضور بزرگان اين دو دين الهي، در مؤسسه فرهنگي «الندوه اللبنانيه» به راه انداخت. وي پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در سال 1346 به ديدار پاپ شتافت، و نشستي كه ابتدائا نيم ساعت پيش بيني شده بود، به تقاضاي پاپ بيش از دو ساعت به درازا كشيد. امام موسي صدر از سال 1347 به عضويت مركز اسلام شناسي استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفكري و ارائه سمينارهاي متعددي در آن، انتشار آثاري ذي قيمت چون «مغز متفكر جهان شيعه» را زمينه سازي نمود. امام موسي صدر در بهار سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلاي اسلامي شيعیان، از شيخ حسن خالد مفتي اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفكري يكديگر براي توحيد شعائر، اعياد و فعاليتهاي اجتماعي طوائف اسلامي، تدبيري بينديشند. وي در همين خصوص طرح مدوني را به اجلاس سال 1349 «مجمع بحوث اسلامي » در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضويت دائم اين مجمع درآمد. امام موسي صدر در سال 1349 رهبران مذهبي مسلمانان و مسيحيان جنوب لبنان را در چارچوب «كميته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا براي مقاومت در برابر تجاوزت رژيم صهيونيستي چاره انديشي نمايند. وي در زمستان سال 1353 و در اقدامي بي سابقه، خطبه هاي عيدموعظه روزه را در حضور شخصيتهاي بلندپايه مسيحي لبنان در كليساي كبوشيين بيروت ايراد نمود، و اگر آتش جنگ داخلي شعله ور نمي شد، در پي آن بود تا كاردينال ماروني لبنان را براي ايراد خطبه هاي يكي از نمازهاي جمعه شهر بيروت دعوت نمايد. امام موسي صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبيران جرائد بيروت، با پيش بيني صريح حذف فاصله ها و روند جهاني شدن در اواخر قرن بيستم، قرن بيست و يكم را قرن همزيستي پيروان اديان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهاي گوناگون ناميد، و بر رسالت تاريخي لبنان جهت ارائه الگويي موفق در اين زمينه پاي فشرد. امام موسي صدر در اواسط سال 1357 موفق گرديد رهبران مسلمان و مسيحي لبنان را جهت برپايي يك جبهه فراگير ملي متقاعد نمايد، و در اين مسير تا آنجا پيش رفت كه حتي موعد تاسيس و اولين گردهمايي آنان را براي پس از بازگشت خود از سفر ليبي مشخص نمود.

تاسيس جامعه مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل

امام موسي صدر از سال 1343 و يك سال پيش از تأسيس جنبش فلسطيني فتح، در پي انديشه تبديل جامعه مصرفي لبنان به جامعه اي مقاوم در برابر تجاوزات آينده رژيم صهيونيستي برآمد. وي در بهار سال 1344 گروهي از جوانان مؤمن شيعه را به مصر اعزام نمود، تا در دوره اي شش ماهه فنون نظامي را فرا گيرند. با بازگشت اين جوانان كه اولين كادرهاي مقاومت لبنان بودند، عمليات ايذايي مشترك رزمندگان فلسطيني لبناني در شمال فلسطين اشغالي آغاز گرديد. بخش اعظم نيروهاي رزمنده از جوانان شيعه لبنان، و فرماندهي عمليات بر عهده رزمندگان فلسطيني بود. اين نوع عمليات مشترك تا اوايل سال 1972 ادامه يافت. اولين شهيد شيعه در عمليات ايذايي بر عليه رژيم صهيونيستي، از جوانان شهر مرزي «ناقوره» بود كه در سال 1347 به شهادت رسيد.

در مهر 1348 مؤسسه صنعتي جبل عامل يا كارگاه كادر سازي امام صدر رسماً آغاز به كار نمود. در پي بمباران شديد جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي در سال 1349 و عدم واكنش مناسب دولت وقت، اعتصابي بي سابقه به دعوت امام موسي صدر لبنان را فرا گرفت، به گونه اي كه دولت وقت را بر آن داشت براي بازسازي مناطق جنگي و برپايي پناهگاههاي مناسب در آن، مجالس جنوب را تاسيس نمايد. از اوايل سال 1341 عمليات ايذايي جوانان شيعه در داخل فلسطين اشغالي شكلي مستقل به خود گرفت، هر چند تا سالها پس از آن نيز به صلاحديد امام صدر، افتخار آن به نام «نيروهاي مخصوص جنبش فلسطيني فتح» ثبت مي گشت. در شهريور سال 1351 و كمتر از 24 ساعت پس از

اشغال 48 ساعته دو روستاي «قاناي جلي» و «جويا« به دست سربازان رژيم صهيونيستي، نشست فوق العاده مجلس اعلاي اسلامي شيعیان با حضور تمامي اعضاء در روستاي جويا برگذار گرديد، و از همان روز اولين بذرهاي «مقاومت لبناني» توسط امام موسي صدر پاشيده شد.يك ماه پس از اين حادثه و به هنگام تجاوز نيرهاي صهيونيستي به روستاي «فاووق» در جنوب لبنان، اولين عمليات غير رسمي مقاومت لبنان به اجرا در آمد، كه حاصل آن چند كشته و مجروح اسرائيلي بود. از پاييز سال 1351 آموزش نظامي جوانان شيعه شتاب بيشتري گرفت. اولين شهيد مقاومت لبنان «فلاح شرف الدين» مؤذن چهارده ساله مؤسسه صنعتي جبل عامل بود كه در زمستان 1352 و پس از به هلاكت رساندن چند تن از سربازان رژيم صهيونيستي، در روستاي مرزي «بنت جبيل» به شهادت رسيد. در خرداد سال 1354 و به دنبال وقوع انفجاري در اردوگاه نظامي عين البنيه در كوههاي بقاع، كه به شهادت 27 تن از جوانان شيعه انجاميد، امام موسي صدر رسما ولادت «گروههای مقاومت لبنان» را اعلان نمود. با پايان يافتن جنگ داخلي لبنان و انتقال دامنه ناآراميها به جنوب، واحدهاي مقاومت لبنان رسما در نقاط استراتژيك مناطق مرزي مستقر شدند. اولين عمليات بزرگ مقاومت لبنان عليه تجاوزات اسرائيل در اواخر سال 1355 صورت گرفت كه پس از چند روز درگيري، به آزادسازي شهركهاي «طيبه» و «بنت جبيل» منجر گرديد. امام موسي صدر اولين شخصيتي بود كه در زمستان سال 1356، طرح سازشكارانه توطين پناهندگان فلسطيني در جنوب لبنان را افشا، و با مواضع شجاعانه خود از تحقق آن جلوگيري نمود. در حمله گسترده سال 1357 اسرائيل به جنوب لبنان و به رغم عقب نشيني احزاب چپ و گروههاي فلسطيني، جوانان مقاومت لبنان و دانش آموزان مؤسسه صنعتي جبل عامل در منطقه اشغالي باقي ماندند، و به رغم امكانات اندك تا به آخر عليه اشغالگران صهيونيست ايستادگي كردند.

امام موسي صدر اگرچه لبنان را محل اصلي فعاليتهاي خود قرار داده بود، اما هيچگاه از ديگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. انقلاب اسلامي ايران، امنيت حوزه هاي علميه، اتحادي عربي اسلامي جهت مبارزه با اسرائيل و گسترش تشيع در آفريقاي سياه، مهمترين دغدغه هاي خارج از لبنان ايشان را تشكيل مي دادند.

در پي دستگيري امام خميني و در اوايل تابستان 1342، امام موسي صدر راهي اروپا و شمال آفريقا گرديد، تا از طريق واتيكان و الازهر، شاه ايران را براي آزادسازي امام تحت فشار قرار دهد. با آزاد گشتن امام در پايان اين سفر، آيت الله خويي تصريح نمود كه اين آزادي، بيش از هر چيز مرهون سفر آقاي صدر بوده است. در پي تبعيد امام به تركيه در پاييز سال 1343، امام موسي صدر اقدامات مشابهي را به انجام رساند، تا ضمن تامين امنيت آن بزرگوار، ترتيبات انتقال ايشان به عتبات عاليات را فراهم سازد. در نيمه دوم دهه چهل و پس از آماده شدن اولين كادرهاي نظامي مقاومت لبنان، دهها تن از جوانان مبارز ايراني به لبنان آمدند، و زير نظر آنان فنون نظامي را فرا گرفتند. در اواخر دهه چهل و مقارن

با تاسيس مجلس اعلاي اسلامي شيعیان، امام خميني در پاسخ برخي فضلاي ايراني مقيم نجف، امام صدر را اميد خود براي اداره حكومت پس از شاه ناميد.در زمستان 1350 و بر اساس تقاضاي مراجع وقت، امام موسي صدر درباره برخي زندانيان سياسي با شاه گفتگو نمود، كه بعضي از آنان از جمله حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني، اندكي بعد از زندان آزاد گرديدند. با به قدرت رسيدن حافظ اسد در سال 1350 و آغاز همكاريهاي تنگاتنگ وي با امام صدر، سوريه به امن ترين كشور خاورميانه براي مبارزين ايراني بدل گرديد. امام موسي صدر در تابستان 1356 جوانمردانه سينه سپر نمود، و با اقامه نماز، تدفين و برپايي مراسم چهلمين روز شهادت دكتر شريعتي در بيروت، از سست شدن پيوند جوانان تحصيلكرده با روحانيت، جلوگيري به عمل آورد.

به دنبال درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفي خميني در پاييز سال 1356، وي پسر عموي خود شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر را بر آن داشت تا بيش از پيش به حمايت از امام خميني برخيزد. امام موسي صدر در بهار سال 1357 لوسين ژرژ نماينده روزنامه لوموند در بيروت را به نجف فرستاد، تا با انجام اولين مصاحبه بين المللي با امام خميني، افكار عمومي جهانيان را با انقلاب اسلامي ايران آشنا سازد. امام موسي صدر در ديدارهاي مكرر سال 1357 خود با رهبران سوريه، عربستان سعودي و برخي ديگر از كشورهاي جهان عرب، اهميت انقلاب اسلامي ايران، پيروزي قريب الوقوع آن، و ضرورت همپيماني آنان با اين انقلاب را به آنها گوشزد نمود. وي در شهريور 1357 و يك هفته پيش از ربودن شدن خود، با انتشارمقاله «نداي پيامبران» در روزنامه لوموند، امام خميني را به عنوان

تنها رهبر انقلاب اسلامي ايران معرفي نمود. بدون ترديد بزرگترين خدمت امام موسي صدربه انقلاب اسلامي ايران آن بود كه در سالهاي 1356 تا 1357 و پس از قريب دو دهه ترويج ارزشهاي زيباي اسلام راستين در لبنان، عموم مردم، خصوصا شيعيان و بالاخص كادرهاي مقاومت آن كشور را با اين انقلاب آشنا و مرتبط نمود.

امام موسي صدر در 3 شهريور سال 1357 و در آخرين مرحله از سفر دوره اي خود به كشورهاي عربي، بنا بر دعوت رسمي معمر قذافي وارد ليبي، و در روز 9 شهريور ربوده گرديد. دستگاههاي قضايي دولتهاي لبنان و ايتاليا، و همچنين تحقيقات انجام شده از سوي واتيكان، ادعاي رژيم ليبي مبني بر خروج امام از آن كشور و ورود ايشان به رم را رسما تكذيب نمود. مجموعه اطلاعات آشكار و پنهاني كه طي دو دهه پيش بدست آمدند، تماما دال بر آن هستند كه امام موسي صدر هرگز خاك ليبي را ترك نگفته است.

در اين ميان قرائن متعددي حكايت از آن دارند كه امام موسي صدر همچنان در قيد حيات بوده و چون برخي ديگر از علماي اسلامي، شرايط زندان حبس ابد را مي گذراند. آخرين خبري كه در 13 ارديبهشت 1380 توسط سايت «جبهه نجات ملي ليبي» بر روي شبكه جهاني اينترنت منعكس گرديد، مدعي آن است كه امام موسي صدر در اواخر سال 1376 توسط برخي زندانيان زندان ابوسليم شهر طرابلس مشاهده گرديد، و اندكي پيش از ماه رمضان گذشته به مكاني ديگر انتقال يافته است. والله علي رجعه لقادر.

ادامه...

از کاتگوری: 2-1
تاريخ درج: 05:01 04/07/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(0)
 اخرین اخبار

سرفصلهایی از زندگانی امام موسی صدر

نویسنده : دکتر محسن کمالیان

امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود.

امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسما به حوزه علميه قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره گيري از محضر حضرات آيات سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل عاملي، امام خميني و سيد محمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه هاي علميه قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيد حسين طباطبايي بروجردي، محقق داماد، صدر و سيد محمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و شيخ مرتضي آل ياسين بودند. امام موسي صدر

دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيد رضا صدر و علامه سيد محمد حسين طباطبايي در قم، و نزد آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي در نجف فرا گرفت.وستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيد موسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم شيرازي، و در نجف آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر تشكيل مي دادند.امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است.معروف ترین آنان در ایران آیت الله شیخ یوسف صانعی از مراجع معظم امروز ، و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله است.

امام موسي صدر در كنار تحصيلات حوزوي، دروس دبيرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به عنوان اولين دانشجوي روحاني در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ التحصيل گرديد. امام موسي صدر قبل از عزيمت به نجف اشرف، از سوي علامه طباطبايي مسئوليت نظارت بر نشريه «انجمن تعليمات ديني» را بر عهده گرفت. وي همزمان با تحصيل در حوزه علميه نجف، به عضويت هيئت امناء جمعيت «منتدي النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره يكي از مدارس ملي اين شهر، مسئوليت سردبيري مجله تازه تاسيس «مكتب اسلام» را عهده دار گرديد. از مهمترين اقدامات امام موسي صدر در آخرين سال اقامت در شهر قم، تدوين طرحي گسترده جهت اصلاح نظام آموزشي حوزه هاي علميه بود، كه با همفكري حضرات آيات دكتر بهشتي و مكارم شيرازي صورت گرفت.

امام موسي صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصيه هاي حضرات آيات بروجردي، حكيم و شيخ مرتضي آل ياسين، وصيت مرحوم آيت الله سيد عبدالحسين شرف الدين رهبر متوفي شيعيان لبنان را لبيك گفت و به عنوان جانشين آن مرحوم، سرزمين مادري خود ايران را به سوي لبنان ترك نمود. اصلاح امور فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه شيعيان لبنان از يكسو، و استفاده از ظرفيتهاي منحصر به فرد لبنان جهت نماياندن چهره عاقل، عادل، انساندوست و با زمان مكتب اهل بيت به جهانيان از سوي ديگر، اهداف اصلي اين هجرت را تشكيل مي داد. امام موسي صدر براي نيل به اين اهداف، و با توجه به جغرافياي اجتماعي و سياسي لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعاليتهاي خود را سه حوزه موازي سازماندهي نمود:

بازسازي هويت، انسجام و عزت تاريخي شيعیان لبنان

امام موسي صدر از زمستان سال 1338 و همزمان با آغاز فعاليتهاي گسترده ديني و فرهنگي خود در مناطق شيعه نشين لبنان، مطالعات عميقي را به منظور ريشه يابي عوامل عقب ماندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شيعيان لبنان به اجرا گذارد. حاصل اين مطالعات، برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدتي بود كه از اواسط سال 1339 و در راستاي سياست محروميت زدايي، طراحي و اجرا گرديد. امام موسي صدر در زمستان سال 1339 و پس از تجديد سازمان جمعيت خيريه «البر و الاحسان»، با تنظيم برنامه اي ضربتي جهت تامين نيازهاي مالي خانواده هاي بي بضاعت، ناهنجاري تكدي را به كلي از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت. وي در فاصله سالهاي 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه اي ميان مدت، با طي سالانه صد هزار كيلومتر در ميان شهرها و روستاهاي سراسر لبنان، دهها جمعيت خيريه و مؤسسات فرهنگي و آموزش حرفه اي را راه اندازي نمود.

كه حاصل آن كسب اشتغال و خودكفايي اقتصادي هزاران خانواده بي بضاعت، كاهش درصد بيسوادي، رشد فرهنگ عمومي، و به اجرا در آمدن صدها پروژه كوچك و بزرگ عمراني در مناطق محروم آن كشور بود. امام موسي صدر در تابستان سال 1345 و پس از اجتماعات عظيم و چند روزه شيعيان لبنان در بيعت با ايشان، رسما از حكومت وقت درخواست نمود تا همانند ديگر طوائف آن كشور، مجلسي براي سازماندهي طايفه شيعه و پيگيري مسائل آن تاسيس گردد. مجلس اعلاي اسلامي شيعیان كه اولين بخش از برنامه درازمدت امام صدر به شمار مي رفت، در اول خرداد سال 1348 تاسيس، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به رياست آن انتخاب گرديد.

امام موسي صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست، تا آن را براي اجراي پروژه هاي زيربنايي و وظايف قانوني خود در قبال مناطق شيعه نشين و محروم آن كشور ترغيب نمايد. در پي امتناع دولت لبنان از پذيرش اين مطالبات و نيز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوايل سال 1353 به رهبري امام موسي صدر شكل گرفت، و راهپيماييهاي مردمي عظيمي در شهرهاي بعلبك، صور و صيدا عليه دولت به وقوع پيوست. اوجگيري بحران خاورميانه، صف آرايي احزاب افراطي مسيحي در برابر مقاومت فلسطيني، و به لبنان كشيده شدن برخي اختلافات جهان عرب، امام موسي صدر را بر آن داشت تا براي حفظ ثبات كشور و ممانعت از سركوبي فلسطينيها، توده هاي مردم را موقتاً از عرصه رويارويي با دولت كنار كشاند، و پيگيري مطالبات بر حق شيعيان را تا آمدن رئيس جمهور بعد به تاخير اندازد. امام موسي صدر در سال 1354 علي رغم كارشكنيهاي شديد دولت، مجدداً با اجماع آراء به رياست مجلس اعلاي اسلامي شيعیان برگزيده شد. با آغاز جنگ داخلي لبنان در فروردين سال 1354، تمامي تلاشهاي امام موسي صدر مصروف پايان دادن به اين بحران صرف گرديد. وي در خرداد آن سال در مسجد عامليه بيروت به اعتصاب نشست، و به پشتوانه مشروعيت مردمی و مقبوليت وسيع وشخصیت کاریزماتیک خود در ميان تمامي مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانيد. با شعله ور شدن مجدد آتش جنگ و پديدار شدن ابرهاي شكست بر آسمان جبهه مسلمانان، امام صدر در ارديبهشت 1355 حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نيروهاي سوري به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به اين كشور بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوريه و متعاقب آن برپايي كنفرانس رياض در مهر 1355، آب سردي بود كه امام موسي صدر بر آتش جنگ داخلي لبنان فرو ريخت. این ارامش تا زمانیکه امام صدر در لبنان حضور داشت ، ادامه پیدا کرد.

پرچمداري حركت گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان

هدف استراتژيك امام موسي صدر آن بود تا طايفه شيعه لبنان را همسان ديگر طوائف، و نه مقدم بر آنان، در تمامي عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن كشور مشاركت دهد. وي از اولين روزهاي هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و همزيستي»، پايه هاي روابط دوستانه و همكاري صميمانه اي را با مطران يوسف الخوري، مطران جرج حداد، شيخ محي الدين حسن و ديگر رهبران ديني مسيحي و اهل سنت آن كشور بنا نهاد. در طول حضور دو دهه امام صدر در لبنان، هيچ مراسم سرور يا اندوهي از شيعيان نبود كه امام صدر در آن شركت جويد، و تني چند از فرهيختگان مسيحي و اهل سنت در معيت وي نباشند. حمايت جوانمردانه امام صدر از بستني فروشي مسيحي در اوايل تابستان سال 1341 در شهر صور، كه به فتواي صريح ايشان مبني بر طهارت اهل كتاب منجر گرديد، توجه تمامي محافل مسيحي لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان 1341 مطران گريگوار حداد به شهر صور آمد، و از امام صدر براي عضويت در هيئت امناء «جنبش حركت اجتماعي» دعوت نمود. از اواخر سال 1341 حضور گسترده امام موسي صدر در كليساها، ديرها و مجامع ديني و فرهنگي مسيحيان آغاز گرديد. سخنرانيهاي تاريخي امام صدر در ديرالمخلص واقع در جنوب، و

كليساي مارمارون در شمال لبنان طي سالهاي 1341 و 1342، تاثيرات معنوي عميقي بر مسيحيان آن كشور بر جاي نهاد.
امام صدر در تابستان سال 1342 و طي سفري دو ماهه به كشورهاي شمال آفريقا، طرحي نو جهت همفكري مراكز اسلامي مصر، الجزاير و مغرب با حوزه هاي علميه شيعه لبنان در انداخت. وي در بهار سال 1344، اولين دور سلسله گفتگوهاي اسلام و مسيحيت را با حضور بزرگان اين دو دين الهي، در مؤسسه فرهنگي «الندوه اللبنانيه» به راه انداخت. وي پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در سال 1346 به ديدار پاپ شتافت، و نشستي كه ابتدائا نيم ساعت پيش بيني شده بود، به تقاضاي پاپ بيش از دو ساعت به درازا كشيد. امام موسي صدر از سال 1347 به عضويت مركز اسلام شناسي استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفكري و ارائه سمينارهاي متعددي در آن، انتشار آثاري ذي قيمت چون «مغز متفكر جهان شيعه» را زمينه سازي نمود. امام موسي صدر در بهار سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلاي اسلامي شيعیان، از شيخ حسن خالد مفتي اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفكري يكديگر براي توحيد شعائر، اعياد و فعاليتهاي اجتماعي طوائف اسلامي، تدبيري بينديشند. وي در همين خصوص طرح مدوني را به اجلاس سال 1349 «مجمع بحوث اسلامي » در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضويت دائم اين مجمع درآمد. امام موسي صدر در سال 1349 رهبران مذهبي مسلمانان و مسيحيان جنوب لبنان را در چارچوب «كميته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا براي مقاومت در برابر تجاوزت رژيم صهيونيستي چاره انديشي نمايند. وي در زمستان سال 1353 و در اقدامي بي سابقه، خطبه هاي عيدموعظه روزه را در حضور شخصيتهاي بلندپايه مسيحي لبنان در كليساي كبوشيين بيروت ايراد نمود، و اگر آتش جنگ داخلي شعله ور نمي شد، در پي آن بود تا كاردينال ماروني لبنان را براي ايراد خطبه هاي يكي از نمازهاي جمعه شهر بيروت دعوت نمايد. امام موسي صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبيران جرائد بيروت، با پيش بيني صريح حذف فاصله ها و روند جهاني شدن در اواخر قرن بيستم، قرن بيست و يكم را قرن همزيستي پيروان اديان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهاي گوناگون ناميد، و بر رسالت تاريخي لبنان جهت ارائه الگويي موفق در اين زمينه پاي فشرد. امام موسي صدر در اواسط سال 1357 موفق گرديد رهبران مسلمان و مسيحي لبنان را جهت برپايي يك جبهه فراگير ملي متقاعد نمايد، و در اين مسير تا آنجا پيش رفت كه حتي موعد تاسيس و اولين گردهمايي آنان را براي پس از بازگشت خود از سفر ليبي مشخص نمود.

تاسيس جامعه مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل

امام موسي صدر از سال 1343 و يك سال پيش از تأسيس جنبش فلسطيني فتح، در پي انديشه تبديل جامعه مصرفي لبنان به جامعه اي مقاوم در برابر تجاوزات آينده رژيم صهيونيستي برآمد. وي در بهار سال 1344 گروهي از جوانان مؤمن شيعه را به مصر اعزام نمود، تا در دوره اي شش ماهه فنون نظامي را فرا گيرند. با بازگشت اين جوانان كه اولين كادرهاي مقاومت لبنان بودند، عمليات ايذايي مشترك رزمندگان فلسطيني لبناني در شمال فلسطين اشغالي آغاز گرديد. بخش اعظم نيروهاي رزمنده از جوانان شيعه لبنان، و فرماندهي عمليات بر عهده رزمندگان فلسطيني بود. اين نوع عمليات مشترك تا اوايل سال 1972 ادامه يافت. اولين شهيد شيعه در عمليات ايذايي بر عليه رژيم صهيونيستي، از جوانان شهر مرزي «ناقوره» بود كه در سال 1347 به شهادت رسيد.

در مهر 1348 مؤسسه صنعتي جبل عامل يا كارگاه كادر سازي امام صدر رسماً آغاز به كار نمود. در پي بمباران شديد جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي در سال 1349 و عدم واكنش مناسب دولت وقت، اعتصابي بي سابقه به دعوت امام موسي صدر لبنان را فرا گرفت، به گونه اي كه دولت وقت را بر آن داشت براي بازسازي مناطق جنگي و برپايي پناهگاههاي مناسب در آن، مجالس جنوب را تاسيس نمايد. از اوايل سال 1341 عمليات ايذايي جوانان شيعه در داخل فلسطين اشغالي شكلي مستقل به خود گرفت، هر چند تا سالها پس از آن نيز به صلاحديد امام صدر، افتخار آن به نام «نيروهاي مخصوص جنبش فلسطيني فتح» ثبت مي گشت. در شهريور سال 1351 و كمتر از 24 ساعت پس از

اشغال 48 ساعته دو روستاي «قاناي جلي» و «جويا« به دست سربازان رژيم صهيونيستي، نشست فوق العاده مجلس اعلاي اسلامي شيعیان با حضور تمامي اعضاء در روستاي جويا برگذار گرديد، و از همان روز اولين بذرهاي «مقاومت لبناني» توسط امام موسي صدر پاشيده شد.يك ماه پس از اين حادثه و به هنگام تجاوز نيرهاي صهيونيستي به روستاي «فاووق» در جنوب لبنان، اولين عمليات غير رسمي مقاومت لبنان به اجرا در آمد، كه حاصل آن چند كشته و مجروح اسرائيلي بود. از پاييز سال 1351 آموزش نظامي جوانان شيعه شتاب بيشتري گرفت. اولين شهيد مقاومت لبنان «فلاح شرف الدين» مؤذن چهارده ساله مؤسسه صنعتي جبل عامل بود كه در زمستان 1352 و پس از به هلاكت رساندن چند تن از سربازان رژيم صهيونيستي، در روستاي مرزي «بنت جبيل» به شهادت رسيد. در خرداد سال 1354 و به دنبال وقوع انفجاري در اردوگاه نظامي عين البنيه در كوههاي بقاع، كه به شهادت 27 تن از جوانان شيعه انجاميد، امام موسي صدر رسما ولادت «گروههای مقاومت لبنان» را اعلان نمود. با پايان يافتن جنگ داخلي لبنان و انتقال دامنه ناآراميها به جنوب، واحدهاي مقاومت لبنان رسما در نقاط استراتژيك مناطق مرزي مستقر شدند. اولين عمليات بزرگ مقاومت لبنان عليه تجاوزات اسرائيل در اواخر سال 1355 صورت گرفت كه پس از چند روز درگيري، به آزادسازي شهركهاي «طيبه» و «بنت جبيل» منجر گرديد. امام موسي صدر اولين شخصيتي بود كه در زمستان سال 1356، طرح سازشكارانه توطين پناهندگان فلسطيني در جنوب لبنان را افشا، و با مواضع شجاعانه خود از تحقق آن جلوگيري نمود. در حمله گسترده سال 1357 اسرائيل به جنوب لبنان و به رغم عقب نشيني احزاب چپ و گروههاي فلسطيني، جوانان مقاومت لبنان و دانش آموزان مؤسسه صنعتي جبل عامل در منطقه اشغالي باقي ماندند، و به رغم امكانات اندك تا به آخر عليه اشغالگران صهيونيست ايستادگي كردند.

امام موسي صدر اگرچه لبنان را محل اصلي فعاليتهاي خود قرار داده بود، اما هيچگاه از ديگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. انقلاب اسلامي ايران، امنيت حوزه هاي علميه، اتحادي عربي اسلامي جهت مبارزه با اسرائيل و گسترش تشيع در آفريقاي سياه، مهمترين دغدغه هاي خارج از لبنان ايشان را تشكيل مي دادند.

در پي دستگيري امام خميني و در اوايل تابستان 1342، امام موسي صدر راهي اروپا و شمال آفريقا گرديد، تا از طريق واتيكان و الازهر، شاه ايران را براي آزادسازي امام تحت فشار قرار دهد. با آزاد گشتن امام در پايان اين سفر، آيت الله خويي تصريح نمود كه اين آزادي، بيش از هر چيز مرهون سفر آقاي صدر بوده است. در پي تبعيد امام به تركيه در پاييز سال 1343، امام موسي صدر اقدامات مشابهي را به انجام رساند، تا ضمن تامين امنيت آن بزرگوار، ترتيبات انتقال ايشان به عتبات عاليات را فراهم سازد. در نيمه دوم دهه چهل و پس از آماده شدن اولين كادرهاي نظامي مقاومت لبنان، دهها تن از جوانان مبارز ايراني به لبنان آمدند، و زير نظر آنان فنون نظامي را فرا گرفتند. در اواخر دهه چهل و مقارن

با تاسيس مجلس اعلاي اسلامي شيعیان، امام خميني در پاسخ برخي فضلاي ايراني مقيم نجف، امام صدر را اميد خود براي اداره حكومت پس از شاه ناميد.در زمستان 1350 و بر اساس تقاضاي مراجع وقت، امام موسي صدر درباره برخي زندانيان سياسي با شاه گفتگو نمود، كه بعضي از آنان از جمله حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني، اندكي بعد از زندان آزاد گرديدند. با به قدرت رسيدن حافظ اسد در سال 1350 و آغاز همكاريهاي تنگاتنگ وي با امام صدر، سوريه به امن ترين كشور خاورميانه براي مبارزين ايراني بدل گرديد. امام موسي صدر در تابستان 1356 جوانمردانه سينه سپر نمود، و با اقامه نماز، تدفين و برپايي مراسم چهلمين روز شهادت دكتر شريعتي در بيروت، از سست شدن پيوند جوانان تحصيلكرده با روحانيت، جلوگيري به عمل آورد.

به دنبال درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفي خميني در پاييز سال 1356، وي پسر عموي خود شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر را بر آن داشت تا بيش از پيش به حمايت از امام خميني برخيزد. امام موسي صدر در بهار سال 1357 لوسين ژرژ نماينده روزنامه لوموند در بيروت را به نجف فرستاد، تا با انجام اولين مصاحبه بين المللي با امام خميني، افكار عمومي جهانيان را با انقلاب اسلامي ايران آشنا سازد. امام موسي صدر در ديدارهاي مكرر سال 1357 خود با رهبران سوريه، عربستان سعودي و برخي ديگر از كشورهاي جهان عرب، اهميت انقلاب اسلامي ايران، پيروزي قريب الوقوع آن، و ضرورت همپيماني آنان با اين انقلاب را به آنها گوشزد نمود. وي در شهريور 1357 و يك هفته پيش از ربودن شدن خود، با انتشارمقاله «نداي پيامبران» در روزنامه لوموند، امام خميني را به عنوان

تنها رهبر انقلاب اسلامي ايران معرفي نمود. بدون ترديد بزرگترين خدمت امام موسي صدربه انقلاب اسلامي ايران آن بود كه در سالهاي 1356 تا 1357 و پس از قريب دو دهه ترويج ارزشهاي زيباي اسلام راستين در لبنان، عموم مردم، خصوصا شيعيان و بالاخص كادرهاي مقاومت آن كشور را با اين انقلاب آشنا و مرتبط نمود.

امام موسي صدر در 3 شهريور سال 1357 و در آخرين مرحله از سفر دوره اي خود به كشورهاي عربي، بنا بر دعوت رسمي معمر قذافي وارد ليبي، و در روز 9 شهريور ربوده گرديد. دستگاههاي قضايي دولتهاي لبنان و ايتاليا، و همچنين تحقيقات انجام شده از سوي واتيكان، ادعاي رژيم ليبي مبني بر خروج امام از آن كشور و ورود ايشان به رم را رسما تكذيب نمود. مجموعه اطلاعات آشكار و پنهاني كه طي دو دهه پيش بدست آمدند، تماما دال بر آن هستند كه امام موسي صدر هرگز خاك ليبي را ترك نگفته است.

در اين ميان قرائن متعددي حكايت از آن دارند كه امام موسي صدر همچنان در قيد حيات بوده و چون برخي ديگر از علماي اسلامي، شرايط زندان حبس ابد را مي گذراند. آخرين خبري كه در 13 ارديبهشت 1380 توسط سايت «جبهه نجات ملي ليبي» بر روي شبكه جهاني اينترنت منعكس گرديد، مدعي آن است كه امام موسي صدر در اواخر سال 1376 توسط برخي زندانيان زندان ابوسليم شهر طرابلس مشاهده گرديد، و اندكي پيش از ماه رمضان گذشته به مكاني ديگر انتقال يافته است. والله علي رجعه لقادر.

ادامه...

از کاتگوری: اخرین اخبار
تاريخ درج: 03:10 27/06/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(1)
where is imam sadr?


متن کامل قرار صادره از سوي قاضي پرونده ربودن امام موسي صدر براي قذافي و مسوولان ليبي

خبرگزاری ایسنا، 1387/7/24

در يازده هزارمين روز ربودن امام موسي صدر در ليبي، متن کامل قرار اتهامي در قضيه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش براي قذافي و مسوولان ليبي به جرم تحريک و تشويق و مشارکت در ربودن منتشر شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قاضي تحقيق دادگاه عالي لبنان، سميح الحاج، در قضيه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين قرار اتهامي صادر کرد. قاضي اتهامات را متوجه رييس رژيم ليبي، معمر قذافي، و هفده تن از مسوولين ليبي به جرم تحريک و تشويق و مشارکت در ربودن امام و دو همراهش کرده است.

متن کامل قرار صادره به شرح زير است:

"قرار شماره 1/ 2008- دادگاه عالي

اينجانب سميح الحاج، قاضي تحقيق دادگاه؛

پس از بررسي‌هاي صورت گرفته:

- بنا بر حکم شماره 3794 مورخ 4 /2/ 1981 داير بر احاله قضيه «اقدام عليه امنيت ملي» که در نتيجه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و روزنامه نگار، عباس بدرالدين در دادگاه عالي صادر شده؛

- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 72 مورخ 6 /2/ 1982 مبني بر تعيين قاضي طربيه رحمه به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه؛

- و بنابرقرار صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 18/11/1986 که بر اساس بررسي دادستان کل در تاريخ 6 /11/ 1986 دستگاه قضايي لبنان را در اين قضيه صالح دانسته و صدور دستور مفتوح ماندن پرونده براي شناسايي عاملين، محرکين و شرکاي جرم در جنايت موضوع دعوي؛

- و بنابر درخواست دادستان کل از قاضي تحقيق در تاريخ 2 /8/ 2004 مبني بر لغو دستور بايگاني صادره در تاريخ 18 /11/ 1986 و صدور دستور تحقيق مجدد که در تاريخ 14 /9/ 2006 مجدداً از سوي دادستان کل بر آن تاکيد شد؛

- و بنا بر درخواست استعفاي صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 3 /8/ 2004؛

- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 812 به تاريخ 31 /8/ 2004 مبني بر تعيين قاضي سهيل عبدالصد به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه به جاي قاضي طربيه رحمه؛

- و بنابر درخواست استعفاي قاضي سهيل عبدالصمد به تاريخ 3 /4/ 2006؛

- و بنابر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 625 به تاريخ 3 /7/ 2006 مبني بر تعيين اينجانب (سميح الحاج) به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه؛

- و بنا بر گزارش سفر هيات امنيتي لبنان به رم در تاريخ 31 /10/ 1978؛

- و بنا بر گزارش سفر هياتي از سوي حکومت لبنان به ايتاليا در تاريخ 24 /8/ 2006 براي پيگيري قضيه ربودن امام صدر و دو همراهش؛

- و بنا بر گزارش کميته کارشناسان که از سوي اينجانب تشکيل شد و آقايان ميشل جدعون، محمد علي مراد و محمود الفقيه اعضاي آن بودند؛

- و بنا بر قرار صادره از سوي اينجانب به تاريخ 28 /8/ 2007؛

- و بنابر دادخواست شماره يك به تاريخ 21 /2/ 1981 و بنابر توضيح صادره از دادستاني کل به تاريخ 21 /10/ 1986 و بنابر ادعانامه دادستاني کل به تاريخ 2 /8/ 2007 و همچنين بنا بر همه اوراق و تحقيقات؛

روشن شد که اتهام متوجه مدعي عليهم زير است:

1- سرهنگ معمر بن محمد ابومنيار القذافي، نام مادر: عايشه، متولد شهر سرت در تاريخ 1943، تابعيت ليبي، در تاريخ 23 /4/ 2008، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

2- المرغني مسعود التومي، راننده اداره تشريفات وزارت امور خارجه، نام مادر: فائزه، متولد شهر جنزور در تاريخ 1948، تابعيت ليبي، در تاريخ 2 /8/ 2007 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

3- احمد محمد الحطاب، کارمند دبيرخانه کنگره خلق در طرابلس، نام مادر: فاطمه، متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2 /8/ 2007 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

4- الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، مشاور مدير آليتاليا در فرودگاه طرابلس و مسوول مراقبت پرواز هواپيما، نام مادر: عايشه متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2/ 8/ 2007، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

5- عبدالرحمن محمد غويله، ستوان يکم اداره کل اتباع خارجي و پليس گذرنامه، مأمور در بخش خروجي فرودگاه، نام مادر: لطيفه، متولد 1950، تابعيت ليبي در تاريخ 2 /8/ 2007، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

6- محمد خليفه سحيون، مدير اداره نيروي انساني در شرکت اکسيد ناتال طرابلس، نام مادر: عنايه، متولد 1931 شهر عزيزيه، تابعيت ليبي در تاريخ 2 /8/ 2007، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

7- عيسي مسعود عبدالله المنصوري، کارمند مؤسسه توسعه برق که هم اکنون افسر وظيفه است، نام مادر: حوريه، متولد 1949، تابعيت ليبي در تاريخ 2 /8/ 2007 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

8- محمود محمد بن کوره، کاردار سفارت ليبي در لبنان در سال 1978، تابعيت ليبي فاقد ساير اطلاعات.

9- احمد الاطرش، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

10- عبدالسلام جلود، نخست وزير ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

11- عيسي البعباع، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

12- عاشور الفرطاس، رييس اداره سياسي وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

13- علي عبدالسلام التريکي، مشاور قذافي، وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

14- احمد شحاته، رييس دفتر روابط خارجي در دبيرخانه کنگره خلق در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

15- احمد مسعود صالح ترهون، کارشناس اداره مهاجرت و گذرنامه در فرودگاه طرابلس از 2 فوريه 1978 تا 24 /3 /79 19 در اداره کل، متولد 1946، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

16- ابراهيم خليفه عمر، ستوان يکم در بخش امنيت فرودگاه، متولد 1933 تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

17- محمد علي الرحيبي، سرگرد در پليس آگاهي ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

18- محمد ولد دادا، سفير موريتاني در ليبي در سال 1978، تابعيت موريتاني، فاقد ساير اطلاعات.

19- هر شخص ديگري که در تحقيقات متهم شناخته شود.

افراد نامبرده بالا در خارج از خاک‌هاي لبنان و در تاريخي که شامل مرور زمان نشده است، اقدام به ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و دو همراهش شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، روزنامه‌نگار، کرده‌اند که در نتيجه آن اقدام لبنان در معرض فتنه و آشوب‌هاي مذهبي و نزاع ميان طوايف قرار گرفت.

جرايمي که از آنها نام برده شد در آيين‌نامه شماره 27 مصوب تاريخ 5 /3/ 1959 و مواد 569، 450، 459/ 454، 392، 408، 213، 217، 218، 219، 308، 307 قانون مجازات لبنان براي آنها مجازات تعيين شده است.

در نتيجه تحقيقات روشن شد که:

اولاً- درباره وقايع و اتفاقات:

امام موسي صدر شخصيت بارز و معروفي در سطح جهان عرب و اسلام است. خاصه که او عالم ديني برجسته و روشني است که مجلس اعلاي شيعيان را تأسيس و رهبري کرد و مقاومت لبناني را ضد دشمن اسراييلي بنيان نهاد. هر کس او را مي‌شناخت به سبب ويژگي‌هاي شخصي‌اش به او احترام مي‌گذاشت. در مساجد و کليساها و انجمن‌ها حاضر مي‌شد و سخنراني مي‌کرد. منادي عدالت در مسايل ملي لبنان و نيز براي انسان بود؛ انسان در هر کجا که باشد.

از جنبه توانايي‌ها، امام موسي صدر فارغ التحصيل رشته حقوق است؛ وي لحظه‌اي براي مطالبات شخصي خود تلاش نکرد. ايشان با دو همراهش دچار بدترين سرنوشتي شدند که براي انسان امکان دارد؛ ربوده شدن اجباري، با گذشت بيش از سي سال بدون هيچ اطلاعي از ايشان يا کشف سرنوشت شان. اتفاقي که براي خانواده و دوستداران آنها رنجي دردناک است که تا به امروز استمرار دارد.

از آغاز بحران لبنان در سال 1975 امام موسي صدر دغدغه وحدت و يکپارچگي لبنان را داشت؛ يکپارچگي سرزمين و ملت و نهادها را. ايشان از هر راهي براي اقناع طرف‌هاي درگير از کشتار و ويراني بيشتر کشور خود فروگذار نکرد. حتي گفت: «اگر از من خواسته شود خويش را قرباني کنم تا لبنان باقي بماند، لحظه‌اي درنگ نخواهم کرد.» هنگامي که تلاش‌هاي ايشان به نتيجه نرسيد، به سفر رفت و با هر کس که در او تواني براي کمک به پايان دادن وضع ناگواري که کشور به آن دچار شده بود مي‌ديد، گفت‌وگو کرد. نتيجه آن گفت‌وگوها برپايي اجلاس سران در رياض و قاهره بود.

امام صدر احساس مي‌کرد توطئه‌اي براي تجزيه لبنان و ايجاد دولتي اسلامي وجود دارد؛ سرهنگ معمر قذافي از طرفداران و حاميان اين تفکر بود. در حالي که موضع امام روشن و قاطع مخالف تفکر ايجاد اين دولت بود. امام صدر اصرار داشت که لبنان ميهن نهايي همه شهروندان مسيحي است، همانطور که ميهن مسلمانان است. اين اختلاف عقيده به تيرگي روابط ميان امام و رژيم ليبي انجاميد که به هنگام ديدار امام با معمر قذافي در سال 1975 به هنگام بازديد از ليبي به وضوح آشکار شد.

امام موسي صدر به هنگام ديدار از الجزاير و ديدار با رييس‌جمهور آن کشور، هواري بومدين با درخواست وي براي سفر به ليبي و ديدار با سرهنگ قذافي مواجه شد. بنابراين امام به رغم ميل خود و به درخواست رييس بومدين که از يکي از معاونانش خواست فوراً مقدمات سفر امام را به ليبي مهيا کند، به آن کشور سفر کرد؛ حتي رييس بومدين در نوشته‌هاي خود گفته است که اخلاقاً مسوول قضيه ربودن امام و دو همراهش است.

پس از بازگشت امام از الجزاير در تاريخ 28 /7/ 1978، کاردار ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن‌کوره دعوت رسمي را براي ديدار از ليبي به امام موسي صدر تقديم کرد. خرج سفر نيز بر عهده سفارت ليبي بود، (نامه سفارت ليبي به تاريخ 24 /8/ 1978 در شرکت هوايي الشرق الاوسط موجود است.)

در تاريخ 20 /8/ 1978 امام به کاردار ليبي اعلام کرد که مايل است سفر در تاريخ 25 /8/ 1978 صورت پذيرد و اعلام کرد ناگزير است ليبي را پيش از 1 /9/ 1978 ترک کند، چرا که همسرش بيمار و در فرانسه تحت درمان است. نيز بايد براي پيگيري کارهاي مهم به لبنان بازگردد. همچنين اسامي اعضاي هيات همراه اعلام شد.

در تاريخ 25 /8/ 1978 امام و دو همراهش با پرواز شرکت هواپيمايي الشرق الاوسط به ليبي رفتند. در شمار بدرقه کنندگان در فرودگاه بيروت، مدعي عليه، کاردار ليبي در لبنان، محمد بن کوره، حضور داشت و در فرودگاه طرابلس نيزاز سوي مدعي عليه، احمد شحاته، رييس دفتر روابط خارجي کنگره خلق، مورد استقبال قرار گرفتند. امام و دو همراهش در هتل الشاطيء طرابلس به عنوان ميهمانان رسمي حکومت ليبي اقامت گزيدند.

هدف از ديدارامام صدر و دو همراهش از ليبي که با آغاز آماده سازي براي جشن‌هاي انقلاب ليبي، در ابتداي ماه سپتامبر، مصادف شده بود، صرفاً ديدار با سرهنگ قذافي و مسوولان ليبي و گفت‌وگو درباره مسايل لبنان بوده است. پس از آن امام قصد داشت به فرانسه سفر کند تا از سلامتي همسرش که تحت معالجه بود، اطمينان يابد. اين مساله همچنين از متن نامه‌اي که امام در بعدازظهر 30 /8/ 1978 توسط آقاي نزار علي براي خانواده‌ خود فرستاد، مشخص مي‌شود. در آن نامه آمده است که امام روز شنبه يا يکشنبه يعني دوم يا سوم سپتامبر به پاريس مي‌رسد. ضمناً مي‌دانيم که امام ويزاي مکرر فرانسه را از سفارت فرانسه در بيروت در تاريخ 25 ژوئيه 1978 گرفته بود که تا ماه دسامبر همان سال اعتبار داشته است. همچنين شيخ محمد يعقوب نيز که قصد داشت به همراه امام به فرانسه برود، ويزاي فرانسه را از سفارت آن کشور در بيروت گرفته بود. اما عباس بدرالدين، روزنامه نگار، چنين ويزايي نداشت.

زماني که امام و همراهانش در هتل الشاطيء اقامت داشتند، اتفاقاً شخصيت‌هاي لبناني از جمله آقايان: طلال سلمان، منح الصلح، بشاره مرهج، اسعد المقدم، محمدقباني و بلال الحسن نيز حضور داشتند که براي شرکت در جشن‌هاي انقلاب ليبي در اول ماه سپتامبر به آن کشور سفر کرده بودند.

قطع تماس‌هاي تلفني

از زمان رسيدن امام و دو همراهش به ليبي تا ربوده شدنشان، بر خلاف عادت امام در سفرهاي خود، ايشان هيچ تماس تلفني با مجلس اعلاي شيعيان يا خانواده يا دوستان خود نگرفته است. وضعيت دو همراه ايشان نيز به همين صورت است. با اينکه آقاي عباس بدرالدين براي پوشش خبري اين سفر در خبرگزاري خود، با امام همراه شده بود.

همچنين روزنامه‌هاي ليبيايي و رسانه‌هاي آن کشور هم اين سفر را ناديده گرفتند و هيچ اشاره‌اي حتي گذرا به آن نکردند، علي رغم آنکه سفر، رسمي بود. تا بدانجا که حتي کاردار سفارت لبنان در ليبي و شاهد پرونده، آقاي نزار فرحات، تا سه روز پس از رسيدن امام و دو همراهش از حضور ايشان خبر نداشت. کاردار لبنان در تاريخ 28 /8/ 1978 و پس از تماس آقاي عباس بدرالدين با او و تمايل به حضور در سفارت و ديدار با وي از حضور آنها خبردار شد.

پس از اين تماس استاد بدرالدين به همراه آقايان منح الصلح و بشاره مرهج به سفارت رفتند و با کاردار ديدار کردند. کاردار لبنان پس از اين ملاقات دريافت که آنان پس از طرابلس به پاريس خواهند رفت. بنابراين متوجه شد که نيازمند اخذ رواديد سفر براي ورود به فرانسه هستند. بدرالدين، منح الصلح و مرهج از کاردار خواستند، با ارسال نامه‌هايي براي آنان از سفارت فرانسه در طرابلس رواديد اخذ کند. کاردار سفارت لبنان يکي از کارمندان محلي سفارت به نام عايشه رحمه را مأمور کرد که اين مساله را پيگيري و نامه‌هاي لازم را آماده کند. کارمند محلي سفارت از آنان مي‌خواهد عکس‌هاي خود را به او بدهند تا به درخواست الصاق کند. در اين هنگام آقايان الصلح و مرهج براي آوردن عکس سفارت را ترک مي‌کنند و آقاي عباس بدرالدين مي‌ماند. آقاي فرحات از آقاي بدرالدين مي‌پرسد که چه تاريخي به طرابلس رسيده‌اند و پس از آن تلفني با امام موسي صدر تماس مي‌گيرد. عباس بدرالدين نيز گذرنامه و عکس‌هاي خود را به کارمند محلي سفارت مي‌دهد تا براي او ويزاي فرانسه بگيرد و بعد سفارت را ترک مي‌کند.

حوالي ساعت هشت و نيم شب 28 /8/ 1978 آقاي فرحات، کاردار سفارت، به محل اقامت امام درهتل الشاطيء مي‌رود و با ايشان ديدار مي‌کند. در اين ديدار امام به آقاي فرحات تأکيد مي‌کند که ماندنش درليبي منوط به مشخص شدن زمان ديدارهاست؛ اگرزود انجام شود يا حتي اگر گفته شود ملاقاتي انجام نمي‌شود، ليبي را ترک مي‌کند و به فرانسه خواهد رفت. در اين ديدار کاردار سفارت لبنان تأکيد کرد که رواديد ورود امام و شيخ محمد يعقوب به فرانسه معتبر است.

غروب 29 /8/ 1978جلسه‌اي درباره کتاب سبز برگزار شد که مدعي عليه، معمر قذافي و آقايان: منح الصلح، محمد قباني، بلال الحسن، اسعد المقدم و بشاره مرهج در آن حضور داشتند که جلسه تا نيمه شب ادامه يافت. مي‌دانيم که اين هيات پس از امام و دو همراهش يعني در تاريخ 26 /8/ 1978 به طرابلس رسيده بودند.

پس از پايان جلسه و بازگشت هيات مذکور به هتل، به هنگام سحر آقاي عباس بدرالدين را ديدند و ازاو شنيدند امام سحري را ميل کرد‌ه‌اند. آنها نزد امام رفتند و از ايشان شنيدند که همان شب زمان ديدار با سرهنگ معمر قذافي بوده اما نيمه شب تماس گرفته‌اند که: قرار لغو شده و به وقت ديگري موکول شده است.

غروب 30 /8/ 1978 کاردار لبنان، آقاي نزار فرحات، ضيافت افطاري به مناسبت حضور امام برپا کرد که شيخ محمد يعقوب و آقاي عباس بدرالدين، منح الصلح و هيات لبناني دعوت شده به جشن‌هاي ليبي و آقاي سفير، ژوزف سلامه، در آن حضور داشتند. پس از افطارامام اجازه خواست تا ضيافت را ترک کند. امام به انتظار ماشين تشريفات نماند و با تاکسي به هتل بازگشت چرا که منتظر تلفن يا دعوت براي ديدارهاي رسمي بود که گفته بودند ممکن است در هر لحظه‌اي انجام شود.

ديدار با قذافي

عادت سرهنگ قذافي بر اين است که به هنگام ديدار با هر شخصيتي به مشاورين خود مي‌گويد از آن شخصيت بخواهند در هتل يا مکاني که به راحتي بتوان با او تماس گرفت، منتظر بماند تا زمان ملاقات را که معمولاً بلافاصله پس از تماس است، به وي اعلام کنند. بنابراين امام ناراحت و معذب بود چرا که پنج روز از حضورش در هتل مي‌گذشت اما هنوز با سرهنگ قذافي ديدار نکرده بود.

صبح روز 31 /8/ 1978 امام صدر به شاهد پرونده، اسعد المقدم، خبرنگار گفت به لبنان بازخواهد گشت چرا که هنوز زماني براي ديدار با قذافي مشخص نشده، ضمن آنکه آقاي اسعد المقدم، امام صدر و دو همراهش را حوالي ساعت يک ظهر ديده که هتل را ترک مي‌کنند. او از صحبت کوتاه با آقاي عباس بدرالدين دريافت که آنان براي ديدار با قذافي مي‌روند. اين آخرين باري بود که امام و دو همراهش مشاهده شده‌اند.

امام و دو همراهش بعدازظهر 31 /8/ 1978، عملاً با سرهنگ قذافي ديدار کرده‌اند و ملاقات نيز نه تنها دوستانه نبوده، بلکه بسيار طوفاني بوده. علت آن هم اختلاف عقيده سياسي و ديني با قذافي بوده است. امري که منجر شد قذافي به اطرافيانش بگويد: «اينها را بگيريد» و از آن لحظه تاکنون هيچ اثري از امام و دو همراهش نيست.

شاهد پرونده، آقاي نزار فرحات، تاکيد مي‌کند که بعدازظهر 31 /8/ 1978 به هتل الشاطيء رفته اما امام و دو همراهش را نديده. وي گذرنامه‌هاي آقايان عباس بدرالدين و منح الصلح را به آقاي بشاره مرهج مي‌دهد. آقاي نزار فرحات غروب همان روز به هتل باز مي‌گردد و تلاش مي‌کند با اتاق‌هاي امام صدر و دو همراهش تماس بگيرد، اما نتيجه‌اي نمي‌گيرد. سپس کارمندان هتل به او خبر دادند امام و همراهانش اکنون در هتل نيستند. صبح روز بعد دوباره تلاش کرد با امام يا يکي از همراهانش تماس بگيرد اما يکي از کارمندان هتل به او گفت امام و دو همراهش هتل را ترک کرده‌اند.

همانطور که گفته شد امام صدر عادت داشت هنگام سفر هر روز با مجلس اعلاي شيعيان لبنان و خانواده‌اش تماس بگيرد، اما سپري شدن چند روز بدون تماس، همه را نگران، مضطرب و ترسان کرده بود. بنابراين از سوي مجلس اعلاي شيعيان با رئيس جمهور وقت، مرحوم الياس سرکيس، و جناب نخست وزير، دکتر سليم الحص، تماس گرفتند که آنان را از مسئله باخبر سازند. جناب رئيس جمهور، سرکيس، چندين بار کوشيد تا تلفني با سرهنگ قذافي صحبت کند، اما نتوانست. بنابراين دستور داد دبيرکل هيات دولت لبنان، دکتر عمر مسيکه، به همراه دو افسر از اداره دوم ارتش، سرگرد نبيه فرحات و سروان نصوح مرعب به ليبي بروند. کاردار سفارت ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن کوره، در ابتدا در صدور ويزاي ليبي کارشکني مي‌کرد و آن را کش مي‌داد، بالاخره پس از تماس‌هايي تنها به دبيرکل کابينه، ويزا داد و براي دو افسر نامبرده ويزا صادر نکرد.

نخست وزير ليبي، مدعي عليه، سرگرد عبدالسلام جلود نيز براي مشخص کردن زمان ملاقات بسيار معطل کرد اما در نتيجه تهديد دکتر عمر مسيکه بر ترک ليبي و انعکاس مساله در لبنان و در موضع رسمي دولت، براي ديدار با سرگرد جلود وقت ملاقاتي مشخص شد. وي در ابتداي ديدار اقدام به ربودن امام صدر را عجيب مي‌شمرد. وي وعده داد براي پايان دادن به اين وضعيت از هيچ کوششي فروگذار نخواهد کرد. سرگرد جلود به دکتر مسيکه اطلاع داد که امام صدر و همراهانش با هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 به ايتاليا رفته‌اند. وي گفت اين سفر ساعت هشت و نيم شب 31 /8/ 1978 انجام شده و آنان ناگهاني و بدون اطلاع مراجع رسمي در ليبي سفر کرده‌اند. بايد اشاره کرد که هيات امنيتي متشکل از افسران، فرحات و مرعب، براي بررسي تحقيقات ايتاليا به رم رفتند و نتوانستند وارد خاک ليبي شوند.

ناپديد شدن امام موسي صدر تنها سبب نگراني بسيار در مجلس اعلاي شيعيان و خانواده و دوستان امام نبود بلکه دستگاه‌هاي رسمي لبنان از طريق کانال‌هاي ديپلماتيک از مقامات ايتاليايي خواستند در اين باره تحقيق کنند. دادستاني کل ايتاليا در رم عملاً در دو مرحله اقدام به تحقيق کرد. مرحله اول در تاريخ 24 /9/ 1978 و مرحله دوم در تاريخ 23 /9/ 1981 بود. اين دادستاني در تاريخ 20 /12/ 1981 از قاضي تحقيق در رم درخواست کرد پرونده را بايگاني کند چرا که براي دادستاني محرز شده بود امام موسي صدر و دو همراهش به رم نيامده‌اند؛ و افرادي که وارد خاک ايتاليا شده‌اند، خود را به جاي آنان جا زده‌ و نام و هويت امام و دو همراهش را به دروغ بر خود گذاشته‌اند؛ بنابراين در نهايت در تاريخ 28 /1/ 1982 قاضي تحقيق در شهر رم تصميم گرفت به همين دلايل، پرونده را بايگاني کند.

تحقيقات ايتاليا

تحقيقي که دستگاه قضايي ايتاليا در تاريخ 1 /9/ 1978 انجام داد مشخص کرد که دو نفر وارد هتل هاليدي‌اين شده‌اند و خود را امام و شيخ محمد يعقوب معرفي کرده‌اند که يکي از آن دو لباس روحانيون بر تن داشته است. آنان دو اتاق درخواست کرده‌اند و اتاق‌هاي 701 و 702 به آنان داده شده. همچنين پس از آنکه يکي از کارمندان هتل به آنان مشکوک شده، آنها مبلغ يک هفته را پيش پرداخت کرده‌اند. آن دو نفر سپس به اتاق‌هايشان رفتند و پس از ده دقيقه رفتند و ديگر بازنگشتند. فردي هم که لباس روحانيون بر تن داشت هنگام خروج لباس شخصي بر تن کرده بود.

پليس قضايي بلافاصله از کارمندان هتل هاليدي‌اين بازجويي کرد و آنان در بازجويي‌ها مشخصات افراد را با تصاوير امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب مقايسه کردند و هرگونه شباهت آنان را با عکس‌ها انکار کردند گفتند دو نفري که به نام امام و شيخ يعقوب وارد هتل شده‌اند، جعلي و دروغين بوده‌اند.

شاهد پرونده آقاي نيکولوزي لئوناردو، (Nicolosi Leonardo) هنگامي که عکس امام را به او نشان دادند تا يکي از دو فرد عربي را که اول سپتامبر ديده بود، شناسايي کند، نشناخت.

اما شاهد پرونده، آقاي کولانجلو پيترو، (Colangelo Pietro) تصريح کرد که به هيچ وجه شخصي را که عکس او را نشانش داده‌اند، نديده است.

شاهد پرونده، خانم زامبوکو مارگريتا، (Zambucco Margherita) قامت شخصي را که لباس روحانيون بر تن و عمامه بر سر داشته، حدوداً 175 سانتي متر و کسي را که لباس شخصي پوشيده بود، کوتاه قد توصيف مي‌کند. وي هنگامي که عکس امام را مي‌بيند، شباهت ميان عکس و آن شخص را انکار مي‌کند که وي همان شخص بوده است.

شاهد پرونده، آقاي چدروني آلبرتو، (cedroni alberto) شخصي را که لباس روحاني بر تن کرده بود، بدون ريش و سبيل و شخصي را که لباس شخصي بر تن داشته کوتاه قد توصيف مي‌کند. وي گفت شخص اولي که ديده، کسي نيست که عکس او را ملاحظه کرده است.

اما شاهد پرونده، آقاي دورانته جيوزپه، (Durante Giuseppe) باربر هتل، شخصي را که لباس روحاني بر تن داشته حدوداً 175 الي 180 سانتي متر و بدون ريش و سبيل و شخص ديگررا کوتاه قد و داراي سبيل توصيف مي‌کند و مي‌افزايد کسي که لباس شخصي بر تن داشت با فردي که لباس روحانيون بر تن کرده بود، با احترام بسيار زياد رفتار مي‌کرد؛ گويي که از او مي‌ترسيد. مثل رفتار سرباز در برابر مافوق خود. وي هنگامي که تصويرامام صدر را ديد قاطعانه رد کرد که وي همان کسي باشد که درهتل ديده است.

همچنين مهماندار هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 مورخ 31 /8/ 1978 قاطعانه مي‌گويد با توجه به ويژگي‌هاي بارز امام موسي صدر، کسي که با آن پرواز، سفر کرده امام صدر نبوده است.

شاهد پرونده، استالفي اورلاندو، (astolfi Orlando) عضو کادر پرواز اعلام کرد ميان مسافران شخصي که ويژگي‌ها و نشان‌هاي امام را داشته باشد، نديده است. هنگامي که عکس‌هاي امام و دو همراهش را به او نشان دادند، هيچ کدام را نشاخت و هيچ يک را در ميان مسافران آن پرواز نديده بود.

شاهدان ديگر پرونده، کوچياني ليچيا (Cociani Licia) و کانتينو سر جيو (Contino seerjio) و باگنولو روبرت ريچارد (Bagnolo Robert Richard) گفته‌هاي شهود نامبرده بالا را تأکيد کردند. شهود ديگر کاردونه آندريا، (Cardone andrea) و ساندرونه کارمينه (sandroni carmine) اعلام کردند که در ورودي فرودگاه فيوميچينو در رم مسوول بررسي گذرنامه‌ها درعصر روز 31 /8/ 1978 بوده‌اند آنها قاطعانه اعلام کردند عکس‌هاي امام و دو همراهش با عکس‌هايي که روي گذرنامه‌هايي که در آن شب ديده‌اند، مطابقت ندارد.

شاهد ديگر پرونده، فيدله آلفردو (Fedele alffredo) کارمند اداره گمرک تاکيد کرد که در بخش بازرسي گمرک از ساعت 6 عصرروز 31 /8/ 1978 تا ساعت 8 صبح 1 /9/ 1978 در محل کار خود بوده است. وي هنگامي که عکس‌هاي امام و شيخ يعقوب و عباس بدرالدين را ديد، با قاطعيت و بدون ترديد اعلام کرد اين افراد را نديده است. وي همچنين اعلام کرد چون مدت زماني طولاني در قاهره بوده، زبان عربي را به خوبي مي‌داند و عادت دارد با مسافران عرب زبان، صحبت کند.

اما شاهدان، والنته الساندرو (valente alessandro) و دو نسلمان جوزفين (dunselman Josephine) که هر دو مسافر همان پرواز بوده‌اند، اعلام کردند در آن پرواز کسي را با مشخصات امام يا شبيه او نديده‌اند.

بايد اشاره کرد که همه اين گفته‌ها بلافاصله پس از واقعه و از تاريخ بيستم لغايت بيست و سوم سپتامبر 1978 انجام و ثبت و ضبط شده است.

زوتو دوناتو (Zotto donato) گروهبان و مأمور بخش امنيت و مسوول بررسي و تطبيق گذرنامه‌ها با چهره افراد، در فرودگاه فيوميچينو اعلام کرد شخصي را که در مقابل خود ديده، چهره‌اش با عکس روي گذرنامه مطابقت داشته. وي اعلام کرد چهره کسي را که به نام عباس بدرالدين تقاضاي اقامت کرده به خاطر ندارد، و دقيقاً نمي‌داند عباس بدرالدين حقيقي بوده است که عکس او را به او نشان داده‌اند يا خير.

تحقيقاتي که درهتل ساتلايت انجام شد، اثبات کرد شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين در شب 31 /8/ 1978 يا پس از آن در هتل ساتلايت يا هر هتل ديگري در رم اقامت نداشته است.

تحقيقات از شرکت هوايي مالت و شرکت آليتاليا مشخص کرد که هيچ شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين به مالت نرفته است؛ نه در اول سپتامبر و نه در ساير روزهاي هفته. تحقيقات ايتاليا به اين نتيجه رسيد که شخصي که در برابر مسوول بررسي گذرنامه‌ها بوده و در ساعت 23 و35 دقيقه شب 31 /8/ 1978 حاضر شده و نام عباس بدرالدين بر خود گذاشته و گذرنامه او را به همراه داشته شخصي ديگر بوده و به دروغ خود را بدرالدين معرفي کرده است.

ليبي ترک نشده

تحقيقات ايتاليا روشن کرد که بدون هيچ شکي امام صدر و دو همراهش ليبي را ترک نکرده‌اند و در نتيجه وارد خاک ايتاليا نشده‌اند. همچنين ادله ثبوتي بالا اين مساله را اثبات مي‌کنند. اين ادله با ادعاهاي برخي افراد نزد پليس ليبي تناقض دارد.

منابع تحقيقاتي ايتاليا در تحقيقات منابع ليبيايي شک کردند و آن به سبب تأخير در شروع به تحقيق در ليبي است که در تاريخ 3 /11/ 1979 يعني پس از گذشت بيش از يکسال از ربودن امام و دوهمراهش انجام شده و سخن کساني که از آنها بازجويي شده، دچار تناقضات فراوان است.

کارگران هتل هاليدي اين گذرنامه امام صدر و شيخ يعقوب را در يکي از اتاق‌هايي که به نام آنها رزرو شده بود، پيدا کردند. و مشخص شد که گذرنامه سياسي امام دستکاري شده و عکس الصاق شده روي آن نه تنها کمي جدا شده بلکه مهر خشک شده و حک شده روي آن با نقش مهر موجود در صفحه 3 يکسان نيست و همچنين عکس از سند ديگري کنده شده چرا که آثار آن پشت عکس باقي مانده بود.

جست‌وجوي چمدان‌ها نشان داد که اسناد، لباس‌ها و وسايل خاص امام به طور بي‌نظم درهم ريخته بود. در چمدان‌ها لباس‌هاي امام به همراه لباس‌ها و وسايل و اسناد شيخ يعقوب و آقاي بدرالدين مشاهده شد. همچنين لباس‌ها و وسايل افراد ناشناس ديگري پيدا شد.

چمدان کوچک امام محتوي وسايل خاص آقاي بدرالدين و همچنين وسايل افراد ناشناس بود. همچنين وسايل آقاي بدرالدين در کيف سامسونت خاکستري رنگ پيدا شد. اين کيف سامسونت اصلاً نبايد در هتل هاليدي اين مي‌بود چرا که شخصي که نام بدرالدين را بر خود گذاشته بوده به اين هتل نيامده بلکه در فرودگاه رم تصريح کرده که به هتل ساتلايت خواهد رفت. همچنين در يکي از چمدان‌ها ساعت مچي امام صدر مشاهد شد که شيشه اش شکسته و بندش پاره شده و از کار افتاده بود.

مسوول پرواز 881 عالمي ديني را در پرواز نديده است.

اين اتفاقات با موارد زير تأييد شد:

- شکايت شاکي

- گفته‌هاي شهود

- گزارش کميته کارشناسان

- تحقيقات ايتاليا

- بنا بر قرينه عدم اجازه ورود به خاک ليبي به افسران لبناني، عضو هيئت لبناني از سوي حکومت ليبي

- عدم جديت در تحقيقات ليبي

-اعتراف مدعي عليه، معمر قذافي، به ربودن امام و دو همراهش در ليبي (سخنراني سال 2002 در شهر سبها)

- به قرينه عدم حضور مدعي عليهم

- کليه تحقيقات

ثانياً در قانون:

- از آنجا که در نتيجه تحقيقات انجام شده مشخص شد بدون هيچ شکي امام سيد موسي صدر و دو همراهش جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار، عباس بدرالدين، که بنابر دعوت رسمي ازسوي ليبي و براي جلسه با سرهنگ معمر قذافي به آن کشور رفته بودند، ليبي را به سوي مکان ديگري پس از ديدارشان با قذافي و در تاريخ 31 /8/ 1978 ترک نکرده‌اند و بر خلاف تمايل خود در ليبي باقي مانده‌اند؛

- و از آنجا که مدعي عليه، سرهنگ قذافي، به رغم اصرارحکومت ليبي اززمان ربودن امام در تاريخ 31 /8/ 1978 مبني بر اينکه ايشان خاک ليبي را به مقصد ايتاليا ترک کرده‌اند، در سخنراني‌اي که در شهر سبها در تاريخ 31 /8/ 2002 ايراد کرد، به ناپديد شدن امام و دو همراهش در ليبي اعتراف کرد؛

- و از آنجا که از تحقيقات صورت گرفته از سوي دادستاني کل ايتاليا که منجر به صدور دو قرار از سوي دادستان کل و قاضي تحقيق رم شد، مشخص شد که کساني که وارد ايتاليا شده‌اند، امام صدر و دو همراهشان نبوده‌اند، بلکه افرادي ديگر بوده‌اند که به دروغ نام آنان را براي خود جعل کرده بودند؛

- و از آنجا که در نتيجه تحقيقات دستگاه قضايي ايتاليا نادرستي و عدم صحت تحقيقات ليبي از مدعي عليهم مشخص شد؛

- و از آنجا که از تحقيقات ايتاليا از مهماندار و مسافران هواپيمايي آليتاليا به شماره 881 از طرابلس به مقصد رم به تاريخ 31 /8/ 1978 مشخص شد که هيچ کس امام صدر را در آن پرواز مشاهده نکرده و مسوول پرواز نيز هيچ فرد روحاني‌اي را در آن پرواز نديده است. حتي اگر فرض کنيم هيچ کس امام را در فرودگاه طرابلس در غروب روز 31 /8/ 1978 نديده، بر فرض صحت اين واقعه به معني سوار شدن به هواپيماي شرکت آليتاليا نيست، بلکه جزئي از عمليات ربودن براي ظاهر سازي چهره امام براي کساني است که ايشان را ديده‌اند؛

- و از آنجا که پرواز 881 از طرابلس به رم با يک ساعت تأخير پرواز کرده و ساعت يازده و نيم شب به رم رسيده است و دو نفري که خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده‌اند حدود ساعت ده صبح 1/ 9/ 1978 وارد هتل هاليدي اين شده‌اند؛

- و از آنجا که اثبات شد امام سيدموسي‌صدر و شيخ محمد يعقوب هيچ گاه لباس شخصي بر تن نمي‌کردند.

- و از آنجا که مشخص شد شخصي که خود را جاي امام موسي صدر گذاشته بود و وارد هتل هاليدي اين شده، لباس روحانيون بر تن داشته و پس از آنکه حدوداً ده دقيقه در اتاق مانده با لباس شخصي خارج شده و هتل را ترک کرده و ديگر بازنگشته؛

-و از آنجا که همه کارمندان و کارگران هتل هاليدي اين پس از مشاهده عکس امام موسي صدر قاطعانه اعلام کردند فردي را که در هتل ديده‌اند، امام موسي صدر نيست؛

-و از آنجا که مشخص شد ويژگي‌هاي امام و شيخ يعقوب با ويژگي‌هايي که شهود ايتاليايي اعلام کرده‌اند، از نظر قامت (بيش از 195 سانتي متر) يا ريش و سبيل يا لباس يا ويژگي‌هاي آشکار ظاهري منطبق نيست؛

-و از آنجا که دو نفري که خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده‌اند، ساعت يازده و نيم شب 31 /8/ 1978 به فرودگاه رم رسيده‌اند در حالي که ورودشان به هتل هاليدي اين در رم پس از ساعت ده صبح 1 /9/ 1978 ثبت شده و در آنجا هم بيش از ده دقيقه نمانده‌اند؛

-و از آنجا که مشخص شد شخصي که خود را خبرنگار، عباس بدرالدين، ناميد نام او در هتل ساتلايت ديده نشده و آنگونه که گمان مي‌رفته به مالت هم نرفته است و چمدان‌هايش با چندان‌هاي امام در هتل هاليدي اين پيدا شده و وسايل او با وسايل امام و شيخ يعقوب و وسايل افراد ناشناس ديگري در هم بوده است؛ (گفته‌هاي گروهبان زوتو و کارمندان هتل)

-و از آنجا که مشخص شد در زمان جلسه مدعي عليه، معمر قذافي، با امام موسي صدر و دو همراهش بحث سختي در گرفته و قذافي به عمال خود دستور داده که دستگيرشان کنند، در نتيجه عمال وي از آن روز تاکنون آنان را دستگير کرده و آزادي ايشان را سلب کرده‌اند؛

-واز آنجا که مشخص شد گذرنامه بدرالدين، خبرنگار، همراه کاردار لبنان، آقاي نزار فرحات، بوده و بعدازظهر 31 /8/ 1978 آن را به هتل الشاطي آورده و هنگامي که امام و همراهانش را در هتل پيدا نکرده، گذرنامه را به آقاي بشاره مرهج مي‌دهد. با توجه به اينکه پس ازساعت يک ظهر 31 /8/ 1978 که امام و دو همراهش هتل را براي ديدار با قذافي ترک کردند، هيچ کس آنها را نديده است؛

-واز آنجا که بر اساس گفته‌هاي شاهد پرونده، نزار فرحات، وي ساعت نه و نيم شب 31 /8/ 1978 به هتل رفته تا امام و دو همراهش را ببيند اما کارمندان هتل به او گفته‌اند که امام و همراهانش نيستند و انتظار او در هتل و تماس با اتاق‌هاي آنان نتيجه‌اي در برنداشته تا آنکه روز بعد کارمندان هتل به نزار فرحات گفته‌اند امام و همراهانش هتل را ترک کرده‌اند. اين سخنان نشان مي‌دهد که امام و همراهانش اتاق‌ها را به روش طبيعي، عادي و مرسوم تحويل نداده‌اند و نيز نشان مي‌دهد که غير ممکن است امام و همراهانش با هواپيماي شرکت آليتاليا که نه شب با تأخير توجيه ناپذير بيش از يک ساعت پرواز کرده، سفر کرده باشند؛

- و از آنجا که مشخص شد گذرنامه سياسي امام موسي صدر دستکاري شده که اين مساله را تحقيقات ايتاليا نيز مشخص کرده‌اند؛

-و از آنجا که گذرنامه خبرنگار، عباس بدرالدين، پيدا نشد و برخي وسايل شخصي وي در هتل هاليدي‌اين و در ميان وسايل امام و شيخ يعقوب و افراد ناشناس ديگر پيدا شد؛

-و از آنجا که کاردار لبنان در طرابلس، آقاي سعيد بيطار در نامه خود به وزارت امور خارجه لبنان در تاريخ 19 /1/ 2007 اعلام کرده که اغلب مدعي عليهم ليبيايي يا مأموران امنيتي بوده‌اند يا از کميته‌هاي روابط خلق (اطلاعات سفارت‌خانه‌ها) يا براي پوشش دادن به فعاليت اصلي خود، به تجارت مي‌پردازند و بيشتر اين افراد به سن بازنشستگي رسيده‌اند. مشهور و معروف است که رژيم ليبي هنگامي که اعضاي اطلاعاتي آنها به سن بازنشستگي مي‌رسند، زيادي وام و مزرعه‌اي در منطقه خودشان به آنها مي‌دهد؛

- و از آنجا که مشخص شد گذرنامه امام صدر و شيخ محمد يعقوب ويزاي مکرر ورود به خاک فرانسه داشته که تا تاريخ 24 /12/ 1978 اعتبار داشته و مشخص نيست چگونه ملغي شده و ويزاي ورود به فرانسه به تاريخ 31 /8/ 1978 از جانب سفارت فرانسه در طرابلس به جاي‌ آن‌ها ثبت شده است و کسي که ويزا صادر کرده متوجه نشده که اعتبار ويزاي اول هنوز پايان نيافته است؛

- و از آنجا که مشخص شد رواديد ورود به ايتاليا در بعدازظهر 31 /8/ 1978 توسط کارمند رسمي ليبي فقط براي امام و شيخ يعقوب اخذ شده است و براي آقاي عباس بدرالدين اخذ نشده. همچنين کسي که در همان تاريخ رواديد ورود به فرانسه براي امام و شيخ يعقوب گرفته، همين کارمند رسمي ليبي بوده است؛

- و از آنجا که شيوه و زمان دريافت رواديد فرانسه در ايتاليا بدون اطلاع و مساعدت از سفارت لبنان انجام شده بر دخالت رسمي ليبي در طراحي عمليات ربودن تأکيد دارد؛

- و از آنجا که مشهور است ليبي تابع رژيم بسته مرکزي و تابع کنگره‌اي از سوي رهبر منحصر به فرد، مدعي عليه، معمر قذافي است، که نمي‌توان در آن رژيم از هيچ قرار يا تصرفي سخن گفت مگر آنکه رهبر آمر و ناهي، مدعي عليه، سرهنگ قذافي دستور داده باشد؛

- و از آنجا که تبعات ربودن و ناپديد کردن امام صدر و دو همراهش که به دعوت رسمي حکومت در آنجا بوده‌اند، به عهده رژيم ليبي است. همچنين مشارکت در توطئه‌هاي صورت گرفته براي پوشش اين جنايت و اصرار ورزيدن بر آن بر عهده اين رژيم است؛

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم، سرهنگ معمر قذافي، مرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، محمود محمد بن کوره، احمد الاطرش، عبدالسلام جلود، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاتي، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمدعلي الرحيبي، محمد ولد دادا، تشکيل دهنده تحريض و تشويق و مشارکت در ربودن امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين است. جرمي که مستند آن درباره مدعي عليه اول ماده 569 /218 قانون مجازات لبنان و نسبت به ساير مدعي عليهم ماده 569/ 213 همان قانون است؛

- و از آنجا که فعل مدعي عليه اول، معمر قذافي، و ساير مدعي عليهم در جهت ايجاد جنگ داخلي در لبنان و برانگيختن جنگ فرقه‌اي ميان لبناني‌ها، از طريق ربودن امام و دو همراهش بوده است، شامل ماده دوم قانون مصوب 11 /1/ 1958 است؛

- و از آنجا که فعل ايشان در جهت دامن زدن به اختلافات مذهبي و تحريک و ترغيب نزاع و درگيري ميان اقشار مختلف امّت است، شامل جنحه و جنايت ماده 317 قانون مجازات است؛

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم، به استثناي محمد محمود ولد دادا، تبعه کشور موريتاني و محمود بن کوره، تبعه کشور ليبي به علت اقدام متهمان مبني بر دستکاري و جعل در گذرنامه امام موسي صدر و استفاده از گذرنامه با آگاهي و اطلاع از امر منطبق با مواد 463و 463 /454 /213 قانون مجازات است؛

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم به استثناي محمود بن کوره، تبعه ليبي و محمد محمود ولد دادا، تبعه موريتاني به علت جعل هويت و خود را به جاي آنان جا زدن، منطبق بر ماده 392/ 213 قانون مجازات است و از آنجا که تلازم ميان جنحه جنايت وجود دارد؛

- و از آنجا که تحقيقات درباره هويت کامل مدعي عليهم: عبدالسلام جلود، محمود محمد بن کوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد بن علي الرحيبي، محمد ولد دادا. به نتيجه قطعي نرسيده است، قرار پيگيري دايم تا شناسايي کامل هويت مدعي عليهم صادر مي‌گردد.

بنابراين؛

بر اساس بررسي‌ها مقرر مي‌داريم:

يکم: اتهام مدعي عليه، معمر قذافي را که هويت او در بالا ذکر شده به مقتضاي ماده 569 /218 از قانون مجازات لبنان به علت تحريض و تشويق بر ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار، آقاي عباس بدرالدين، به علت جرم حاصله در تاريخ 31 /8/ 1978 به اثبات رسيد.

دوم: اتهام مدعي عليهم: المرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، در بالا ذکر شده بر اساس ماده 569 /213 قانون مجازات لبنان به علت اقدام و مشارکت در ربودن امام صدر و دو همراهش محرز است.

سوم: مدعي عليهم، سرهنگ معمرقذافي، المرغني مسعودالتومي، احمد محمدالحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه بن سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، بر اساس احکام ماده 2 از قانون 11 /1/ 1958 متهم هستند.

چهارم: مدعي عليهم مذکور در بند 3 بالا به جنحه ذکر شده در مواد 317 و 463 و 463 /454 /213 و 392 /213 قانون مجازات مظنون هستند.

پنجم: قرار بازداشت همه مدعي عليهم مذکور در فوق صادر شده و بايد با دستبند به بازداشتگاه دادگاه عالي بيروت منتقل شوند.

ششم: اين جنحه را به علت تلازم به عنوان جنايت اعلام مي‌داريم.

هفتم: قرار پيگيري دايم براي شناسايي هويت کامل همه مدعي عليهم: عبدالسلام جلود، محمود محمدبن کوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشورالفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون،ابراهيم خليفه عمر، محمدبن علي الرحيبي، محمدولد دادا صادر شده است.

هشتم: هزينه دادرسي‌ها به طور کامل بر عهده مظنونين و متهمين است.

نهم: اوراق از سوي دادستان کل نزد دادگاه عالي براي امانت گذاشتن آن در مرجع خاص آن اعاده مي‌شود.

بيروت- 21 /8 /2008

سميح الحاج، قاضي پرونده".

Posted on 1387/7/24, 11:39 - Languauge: Farsi - News ID: 4654 - Permalink : http://www.imamsadr.ir/news/news.php?id=4654

متن كامل قرار بازداشت قذافي به جرم ربودن امام موسي صدر منتشر شد

خبرگزاری فارس، 1387/7/24

به گزارش خبرگزاري فارس، قاضي تحقيق دادگاه عالي لبنان، سميح الحاج، در قضيه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين قرار اتهامي صادر كرد كه براساس آن، اتهامات را متوجه معمر القذافي، و هفده تن از مسئولين ليبي به جرم تحريك و تشويق و مشاركت در ربودن امام و دو همراهش كرده است.
متن كامل قرار صادره به شرح زير است. اين قرار در تاريخ 2008.8.21 صادر شده و متن آن اكنون منتشر مي‌شود:

قرار شماره 2008/1 دادگاه عالي
اينجانب سميح الحاج، قاضي تحقيق دادگاه؛
پس از بررسي‌هاي صورت گرفته:
- بنا بر حكم شماره 3794 مورخ 1981،2،4 داير بر احاله قضيه "اقدام عليه امنيت ملي" كه در نتيجه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و روزنامه نگار، عباس بدرالدين در دادگاه عالي صادر شده؛
- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 72 مورخ 1986،2،6 مبني بر تعيين قاضي طربيه رحمه به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه؛
- و بنا بر قرار صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 1986،11،18 كه بر اساس بررسي دادستان كل در تاريخ 1986،11،6دستگاه قضايي لبنان را در اين قضيه صالح دانسته و صدور دستور مفتوح ماندن پرونده براي شناسايي عاملين، محركين و شركاي جرم در جنايت موضوع دعوي؛
- و بنابر درخواست دادستان كل از قاضي تحقيق در تاريخ 2004،8،2 مبني بر لغو دستور بايگاني صادره در تاريخ 1986،11،18 و صدور دستور تحقيق مجدد كه در تاريخ 2006،9،14 مجدداً از سوي دادستان كل بر آن تاكيد شد؛
- و بنا بر درخواست استعفاي صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 2004،8،3؛
- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 812 به تاريخ 2004،8،31 مبني بر تعيين قاضي سهيل عبدالصمد به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه به جاي قاضي طربيه رحمه؛
- و بنابر درخواست استعفاي قاضي سهيل عبدالصمد به تاريخ 2006،4،3؛
- و بنابر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 625 به تاريخ 3/7/2006 مبني بر تعيين اينجانب (سميح الحاج) به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه؛
- و بنا بر گزارش سفر هيأت امنيتي لبنان به رم در تاريخ 31/10/1978؛
- و بنابر گزارش سفر هيأتي از سوي حكومت لبنان به ايتاليا در تاريخ 2006،8،24 براي پيگيري قضيه ربودن امام صدر و دو همراهش؛
- و بنابر گزارش كميته كارشناسان كه از سوي اينجانب تشكيل شد و آقايان ميشل جدعون، محمد علي مراد و محمود الفقيه اعضاي آن بودند؛
- و بنابر قرار صادره از سوي اينجانب به تاريخ 2007،8،28؛
- و بنابر دادخواست شماره 1 به تاريخ 1981،2،21 و بنابر توضيح صادره از دادستاني كل به تاريخ 1986،10،21 و بنابر ادعانامه دادستاني كل به تاريخ 2007،8،2 و همچنين بنابر همه اوراق و تحقيقات؛

روشن شد كه اتهام متوجه مدعي عليهم زير است:
1- سرهنگ معمر بن محمد ابومنيار القذافي، نام مادر: عايشه، متولد شهر سرت در تاريخ 1943، تابعيت ليبي، در تاريخ 2008،4،23،حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
2- المرغني مسعود التومي، راننده اداره تشريفات وزارت امور خارجه، نام مادر: فايزه، متولد شهر جنزور در تاريخ 1948، تابعيت ليبي، در تاريخ 2007،8،2 حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
3- احمد محمد الحطاب، كارمند دبيرخانه كنگره خلق در طرابلس، نام مادر: فاطمه، متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2007،8،2 حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
4- الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، مشاور مدير آليتاليا در فرودگاه طرابلس و مسئول مراقبت پرواز هواپيما، نام مادر: عايشه متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2007،8،2، حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
5- عبدالرحمن محمد غويله، ستوان يكم اداره كل اتباع خارجي و پليس گذرنامه، مأمور در بخش خروجي فرودگاه، نام مادر: لطيفه، متولد 1950، تابعيت ليبي در تاريخ 2007،8،2، حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
6- محمد خليفه سحيون، مدير اداره نيروي انساني در شركت اكسيد ناتال طرابلس، نام مادر: عنايه، متولد 1931 شهر عزيزيه، تابعيت ليبي در تاريخ 2007،8،2، حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
7- عيسي مسعود عبدالله المنصوري، كارمند مؤسسه توسعه برق كه هم اكنون افسر وظيفه است، نام مادر: حوريه، متولد 1949، تابعيت ليبي در تاريخ 2007،8،2 حكم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.
8- محمود محمد بن كوره، كاردار سفارت ليبي در لبنان در سال 1978، تابعيت ليبي فاقد ساير اطلاعات.
9- احمد الاطرش، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
10- عبدالسلام جلود، نخست وزير ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
11- عيسي البعباع، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
12- عاشور الفرطاس، رئيس اداره سياسي وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
13- علي عبدالسلام التريكي، مشاور القذافي، وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
14- احمد شحاته، رئيس دفتر روابط خارجي در دبيرخانه كنگره خلق در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
15- احمد مسعود صالح ترهون، كارشناس اداره مهاجرت و گذرنامه در فرودگاه طرابلس از 2 فوريه 1978 تا 1979،3،24 در اداره كل، متولد 1946، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
16- ابراهيم خليفه عمر، ستوان يكم در بخش امنيت فرودگاه، متولد 1933 تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
17- محمد علي الرحيبي، سرگرد در پليس آگاهي ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.
18- محمد ولد دادا، سفير موريتاني در ليبي در سال 1978، تابعيت موريتاني، فاقد ساير اطلاعات.
19- هر شخص ديگري كه در تحقيقات متهم شناخته شود.

افراد نامبرده بالا در خارج از خاكهاي لبنان و در تاريخي كه شامل مرور زمان نشده است، اقدام به ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و دو همراهش شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، روزنامه نگار، كرده‌اند. كه در نتيجه آن اقدام لبنان در معرض فتنه و آشوبهاي مذهبي و نزاع ميان طوايف قرار گرفت.
جرائمي كه از آنها نام برده شد در آيين نامه شماره 27 مصوب تاريخ 5/3/1959 و مواد 569، 450، 459/ 454، 392، 408، 213، 217، 218، 219، 308، 307 قانون مجازات لبنان براي آنها مجازات تعيين شده است.
در نتيجه تحقيقات روشن شد كه:

اولاً- درباره وقايع و اتفاقات:
امام موسي صدر شخصيت بارز و معروفي در سطح جهان عرب و اسلام است. خاصه كه او عالم ديني برجسته و روشني است كه مجلس اعلاي شيعيان را تأسيس و رهبري كرد و مقاومت لبناني را ضد دشمن اسرائيلي بنيان نهاد. هر كس او را مي‌شناخت به سبب ويژگي‌هاي شخصي‌اش به او احترام مي‌گذاشت. در مساجد و كليساها و انجمنها حاضر مي‌شد و سخنراني مي‌كرد. منادي عدالت در مسايل ملي لبنان و نيز براي انسان بود؛ انسان در هر كجا كه باشد.
از جنبه توانايي‌ها، امام موسي صدر فارغ التحصيل رشته حقوق است؛ وي لحظه‌اي براي مطالبات شخصي خود تلاش نكرد. ايشان با دو همراهش دچار بدترين سرنوشتي شدند كه براي انسان امكان دارد؛ ربوده شدن اجباري، با گذشت بيش از سي سال بدون هيچ اطلاعي از ايشان يا كشف سرنوشت شان. اتفاقي كه براي خانواده و دوستداران آنها رنجي دردناك است كه تا به امروز استمرار دارد.
از آغاز بحران لبنان در سال 1975 امام موسي صدر دغدغه وحدت و يكپارچگي لبنان را داشت؛ يكپارچگي سرزمين و ملت و نهادها را. ايشان از هر راهي براي اقناع طرفهاي درگير از كشتار و ويراني بيشتر كشور خود فروگذار نكرد. حتي گفت: "اگر از من خواسته شود خويش را قرباني كنم تا لبنان باقي بماند، لحظه‌اي درنگ نخواهم كرد." هنگامي كه تلاشهاي ايشان به نتيجه نرسيد، به سفر رفت و با هر كس كه در او تواني براي كمك به پايان دادن وضع ناگواري كه كشور به آن دچار شده بود مي‌ديد، گفتگو كرد.نتيجه آن گفتگوها برپايي اجلاس سران در رياض و قاهره بود.
امام صدر احساس مي‌كرد توطئه‌اي براي تجزيه لبنان و ايجاد دولتي اسلامي وجود دارد؛ سرهنگ معمر القذافي از طرفداران و حاميان اين تفكر بود. در حالي كه موضع امام روشن و قاطع مخالف تفكر ايجاد اين دولت بود. امام صدر اصرار داشت كه لبنان ميهن نهايي همه شهروندان مسيحي است، همانطور كه ميهن مسلمانان است. اين اختلاف عقيده به تيرگي روابط ميان امام و رژيم ليبي انجاميد كه به هنگام ديدار امام با معمر القذافي در سال 1975 به هنگام بازديد از ليبي به وضوح آشكار شد.
امام موسي صدر به هنگام ديدار از الجزاير و ديدار با رئيس جمهور آن كشور، هواري بومدين با درخواست وي براي سفر به ليبي و ديدار با سرهنگ القذافي مواجه شد. بنابراين امام به رغم ميل خود و به درخواست رئيس بومدين كه از يكي از معاونانش خواست فوراً مقدمات سفر امام را به ليبي مهيا كند، به آن كشور سفر كرد؛ حتي رئيس بومدين در نوشته‌هاي خود گفته است كه اخلاقاً مسؤول قضيه ربودن امام و دو همراهش است.
پس از بازگشت امام از الجزاير در تاريخ 1978،7،28 ، كاردار ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن‌كوره دعوت رسمي را براي ديدار از ليبي به امام موسي صدر تقديم كرد. خرج سفر نيز بر عهده سفارت ليبي بود (نامه سفارت ليبي به تاريخ 1978،8،24 در شركت هوايي الشرق‌الاوسط موجود است.)
در تاريخ 1978،8،20 امام به كاردار ليبي اعلام كرد كه مايل است سفر در تاريخ 1978،8،25 صورت پذيرد و اعلام كرد ناگزير است ليبي را پيش از 1978،9،1 ترك كند، چرا كه همسرش بيمار و در فرانسه تحت درمان است. نيز بايد براي پيگيري كارهاي مهم به لبنان بازگردد. همچنين اسامي اعضاي هيأت همراه اعلام شد.
در تاريخ 1978،8،25 امام و دو همراهش با پرواز شركت هواپيمايي الشرق الاوسط به ليبي رفتند. در شمار بدرقه كنندگان در فرودگاه بيروت، مدعي عليه، كاردار ليبي در لبنان، محمد بن كوره، حضور داشت و در فرودگاه طرابلس نيز از سوي مدعي عليه، احمد شحاته، رئيس دفتر روابط خارجي كنگره خلق، مورد استقبال قرار گرفتند. امام و دو همراهش در هتل الشاطيء طرابلس به عنوان ميهمانان رسمي حكومت ليبي اقامت گزيدند.
هدف از ديدار امام صدر و دو همراهش از ليبي كه با آغاز آماده سازي براي جشنهاي انقلاب ليبي، در ابتداي ماه سپتامبر، مصادف شده بود، صرفاً ديدار با سرهنگ القذافي و مسؤولان ليبي و گفت‌وگو درباره مسائل لبنان بوده است. پس از آن امام قصد داشت به فرانسه سفر كند تا از سلامتي همسرش كه تحت معالجه بود، اطمينان يابد. اين مسئله همچنين از متن نامه‌اي كه امام در بعدازظهر 1978،8،30توسط آقاي نزار علي براي خانواده‌ خود فرستاد، مشخص مي‌شود. در آن نامه آمده است كه امام روز شنبه يا يكشنبه يعني دوم يا سوم سپتامبر به پاريس مي‌رسد. ضمناً مي دانيم كه امام ويزاي مكرر فرانسه را از سفارت فرانسه در بيروت در تاريخ 25 ژوئيه 1978 گرفته بود كه تا ماه دسامبر همان سال اعتبار داشته است. همچنين شيخ محمد يعقوب نيز كه قصد داشت به همراه امام به فرانسه برود، ويزاي فرانسه را از سفارت آن كشور در بيروت گرفته بود. اما عباس بدرالدين، روزنامه نگار، چنين ويزايي نداشت.
زماني كه امام و همراهانش در هتل الشاطيء اقامت داشتند، اتفاقاً شخصيتهاي لبناني از جمله آقايان: طلال سلمان، منح الصلح، بشاره مرهج، اسعد المقدم، محمدقباني و بلال الحسن نيز حضور داشتند، كه براي شركت در جشنهاي انقلاب ليبي در اول ماه سپتامبر به آن كشور سفر كرده بودند.

قطع تماس‌هاي تلفني
از زمان رسيدن امام و دو همراهش به ليبي تا ربوده‌شدن‌شان، بر خلاف عادت امام در سفرهاي خود، ايشان هيچ تماس تلفني با مجلس اعلاي شيعيان يا خانواده و يا دوستان خود نگرفته است. وضعيت دو همراه ايشان نيز به همين صورت است. با اينكه آقاي عباس بدرالدين براي پوشش خبري اين سفر در خبرگزاري خود، با امام همراه شده بود.
همچنين روزنامه‌هاي ليبيايي و رسانه‌هاي آن كشور هم اين سفر را ناديده گرفتند و هيچ اشاره‌اي حتي گذرا به آن نكردند، علي رغم آنكه سفر، رسمي بود. تا بدانجا كه حتي كاردار سفارت لبنان در ليبي و شاهد پرونده، آقاي نزار فرحات، تا سه روز پس از رسيدن امام و دو همراهش از حضور ايشان خبر نداشت. كاردار لبنان در تاريخ 1978،8،28 و پس از تماس آقاي عباس بدرالدين با او و تمايل به حضور در سفارت و ديدار با وي از حضور آنها خبردار شد.
پس از اين تماس استاد بدرالدين به همراه آقايان منح الصلح و بشاره مرهج به سفارت رفتند و با كاردار ديدار كردند. كاردار لبنان پس از اين ملاقات دريافت كه آنان پس از طرابلس به پاريس خواهند رفت. بنابراين متوجه شد كه نيازمند اخذ رواديد سفر براي ورود به فرانسه هستند. بدرالدين، منح الصلح و مرهج از كاردار خواستند، با ارسال نامه‌هايي براي آنان از سفارت فرانسه در طرابلس رواديد اخذ كند. كاردار سفارت لبنان يكي از كارمندان محلي سفارت به نام عايشه رحمه را مأمور كرد كه اين مسئله را پيگيري و نامه‌هاي لازم را آماده كند. كارمند محلي سفارت از آنان مي‌خواهد عكسهاي خود را به او بدهند تا به درخواست الصاق كند. در اين هنگام آقايان الصلح و مرهج براي آوردن عكس سفارت را ترك مي‌كنند و آقاي عباس بدرالدين مي‌ماند. آقاي فرحات از آقاي بدرالدين مي‌پرسد كه چه تاريخي به طرابلس رسيده‌اند و پس از آن تلفني با امام موسي صدر تماس مي‌گيرد. عباس بدرالدين نيز گذرنامه و عكس‌هاي خود را به كارمند محلي سفارت مي‌دهد تا براي او ويزاي فرانسه بگيرد و بعد سفارت را ترك مي‌كند.
حوالي ساعت هشت و نيم شب 1978،8،28 آقاي فرحات، كاردار سفارت، به محل اقامت امام در هتل الشاطيء مي‌رود و با ايشان ديدار مي‌كند. در اين ديدار امام به آقاي فرحات تأكيد مي‌كند كه ماندنش در ليبي منوط به مشخص شدن زمان ديدارها است؛ اگر زود انجام شود يا حتي اگر گفته شود ملاقاتي انجام نمي‌شود، ليبي را ترك مي‌كند و به فرانسه خواهد رفت. در اين ديدار كاردار سفارت لبنان تأكيد كرد كه رواديد ورود امام و شيخ محمد يعقوب به فرانسه معتبر است.
غروب 1978،8،28جلسه‌اي درباره كتاب سبز برگزار شد كه مدعي عليه، معمر القذافي و آقايان: منح الصلح، محمد قباني، بلال الحسن، اسعد المقدم و بشاره مرهج در آن حضور داشتند كه جلسه تا نيمه شب ادامه يافت.مي‌دانيم كه اين هيئت پس از امام و دو همراهش يعني در تاريخ 1978،8،26 به طرابلس رسيده بودند.
پس از پايان جلسه و بازگشت هيأت مذكور به هتل، به هنگام سحر آقاي عباس بدرالدين را ديدند و از او شنيدند امام سحري را ميل كرد‌ه‌اند. آنها نزد امام رفتند و از ايشان شنيدند كه همان شب زمان ديدار با سرهنگ معمر القذافي بوده اما نيمه شب تماس گرفته‌اند كه: قرار لغو شده و به وقت ديگري موكول شده است.
غروب 1978،8،30 كاردار لبنان، آقاي نزار فرحات، ضيافت افطاري به مناسبت حضور امام برپا كرد كه شيخ محمد يعقوب و آقاي عباس بدرالدين، منح الصلح و هيئت لبناني دعوت شده به جشنهاي ليبي و آقاي سفير، ژوزف سلامه، در آن حضور داشتند. پس از افطار امام اجازه خواست تا ضيافت را ترك كند. امام به انتظار ماشين تشريفات نماند و با تاكسي به هتل بازگشت چرا كه منتظر تلفن يا دعوت براي ديدارهاي رسمي بود كه گفته بودند ممكن است در هر لحظه‌اي انجام شود.

ديدار با القذافي
عادت سرهنگ القذافي بر اين است كه به هنگام ديدار با هر شخصيتي به مشاورين خود مي‌گويد از آن شخصيت بخواهند در هتل يا مكاني كه به راحتي بتوان با او تماس گرفت، منتظر بماند تا زمان ملاقات را كه معمولاً بلافاصله پس از تماس است، به وي اعلام كنند. بنابراين امام ناراحت و معذب بود چرا كه پنج روز از حضورش در هتل مي‌گذشت اما هنوز با سرهنگ القذافي ديدار نكرده بود.
صبح روز 1978،8،31 امام صدر به شاهد پرونده، اسعد المقدم، خبرنگار گفت به لبنان بازخواهد گشت چرا كه هنوز زماني براي ديدار با القذافي مشخص نشده، ضمن آنكه آقاي اسعد المقدم، امام صدر و دو همراهش را حوالي ساعت يك ظهر ديده كه هتل را ترك مي‌كنند. او از صحبت كوتاه با آقاي عباس بدرالدين دريافت. كه آنان براي ديدار با القذافي مي‌روند. اين آخرين باري بود كه امام و دو همراهش مشاهده شده‌اند.
امام و دو همراهش بعدازظهر 1978،8،31، عملاً با سرهنگ القذافي ديدار كرده‌اند و ملاقات نيز نه تنها دوستانه نبوده، بلكه بسيار طوفاني بوده. علت آن هم اختلاف عقيده سياسي و ديني با القذافي بوده است. امري كه منجر شد القذافي به اطرافيانش بگويد: "اينها را بگيريد" و از آن لحظه تاكنون هيچ اثري از امام و دو همراهش نيست.
شاهد پرونده، آقاي نزار فرحات، تاكيد مي‌كند كه بعدازظهر 1978،8،31 به هتل الشاطيء رفته اما امام و دو همراهش را نديده. وي گذرنامه‌هاي آقايان عباس بدرالدين و منح الصلح را به آقاي بشاره مرهج مي‌دهد. آقاي نزار فرحات غروب همان روز به هتل باز مي‌گردد و تلاش مي‌كند با اتاق‌هاي امام صدر و دو همراهش تماس بگيرد، اما نتيجه‌اي نمي‌گيرد. سپس كارمندان هتل به او خبر دادند امام و همراهانش اكنون در هتل نيستند. صبح روز بعد دوباره تلاش كرد با امام يا يكي از همراهانش تماس بگيرد اما يكي از كارمندان هتل به او گفت امام و دو همراهش هتل را ترك كرده‌اند.
همانطور كه گفته شد امام صدر عادت داشت هنگام سفر هر روز با مجلس اعلاي شيعيان لبنان و خانواده‌اش تماس بگيرد، اما سپري شدن چند روز بدون تماس، همه را نگران، مضطرب و ترسان كرده بود. بنابراين از سوي مجلس اعلاي شيعيان با رئيس جمهور وقت، مرحوم الياس سركيس، و جناب نخست وزير، دكتر سليم الحص تماس گرفتند كه آنان را از مسأله باخبر سازند. جناب رئيس جمهور، سركيس، چندين بار كوشيد تا تلفني با سرهنگ القذافي صحبت كند، اما نتوانست. بنابراين دستور داد دبيركل هيأت دولت لبنان، دكتر عمر مسيكه، به همراه دو افسر از اداره دوم ارتش، سرگرد نبيه فرحات و سروان نصوح مرعب به ليبي بروند. كادار سفارت ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن كوره، در ابتدا در صدور ويزاي ليبي كار شكني مي‌كرد و آن را كش مي‌داد، بالاخره پس از تماسهايي تنها به دبير كل كابينه، ويزا داد و براي دو افسر نامبرده ويزا صادر نكرد.
نخست وزير ليبي، مدعي عليه، سرگرد عبدالسلام جلود نيز براي مشخص كردن زمان ملاقات بسيار معطل كرد اما در نتيجه تهديد دكتر عمر مسيكه بر ترك ليبي و انعكاس مسئله در لبنان و در موضع رسمي دولت، براي ديدار با سرگرد جلود وقت ملاقاتي مشخص شد. وي در ابتداي ديدار اقدام به ربودن امام صدر را عجيب مي‌شمرد. وي وعده داد براي پايان دادن به اين وضعيت از هيچ كوششي فروگذار نخواهد كرد. سرگرد جلود به دكتر مسيكه اطلاع داد كه امام صدر و همراهانش با هواپيماي شركت آليتاليا به شماره 881 به ايتاليا رفته‌اند. وي گفت اين سفر ساعت هشت و نيم شب 1978،8،31 انجام شده و آنان ناگهاني و بدون اطلاع مراجع رسمي در ليبي سفر كرده‌اند. بايد اشاره كرد كه هيئت امنيتي متشكل از افسران، فرحات و مرعب، براي بررسي تحقيقات ايتاليا به رم رفتند و نتوانستند وارد خاك ليبي شوند.
ناپديد شدن امام موسي صدر تنها سبب نگراني بسيار در مجلس اعلاي شيعيان و خانواده و دوستان امام نبود، بلكه دستگاههاي رسمي لبنان از طريق كانالهاي ديپلماتيك از مقامات ايتاليايي خواستند در اين باره تحقيق كنند. دادستاني كل ايتاليا در رم عملاً در دو مرحله اقدام به تحقيق كرد. مرحله اول در تاريخ 1978،9،24 و مرحله دوم در تاريخ 1981،9،23 بود. اين دادستاني در تاريخ 1981،12،20 از قاضي تحقيق در رم درخواست كرد پرونده را بايگاني كند. چرا كه براي دادستاني محرز شده بود امام موسي صدر و دو همراهش به رم نيامده‌اند؛ و افرادي كه وارد خاك ايتاليا شده‌اند، خود را به جاي آنان جا زده‌ و نام و هويت امام و دو همراهش را به دروغ بر خود گذاشته‌اند. بنابراين در نهايت در تاريخ 1982،1،28 قاضي تحقيق در شهر رم تصميم گرفت به همين دلايل، پرونده را بايگاني كند.

تحقيقات ايتاليا
تحقيقي كه دستگاه قضايي ايتاليا در تاريخ 1978،9،1 انجام داد مشخص كرد كه دو نفر وارد هتل هاليدي‌اين شده‌اند و خود را امام و شيخ محمد يعقوب معرفي كرده‌اند كه يكي از آن دو لباس روحانيون بر تن داشته است. آنان دو اتاق درخواست كرده‌اند و اتاق‌هاي 701 و 702 به آنان داده شده. همچنين پس از آنكه يكي از كارمندان هتل به آنان مشكوك شده، آنها مبلغ يك هفته را پيش پرداخت كرده‌اند. آن دو نفر سپس به اتاق‌هايشان رفتند و پس از ده دقيقه رفتند و ديگر بازنگشتند. فردي هم كه لباس روحانيون بر تن داشت هنگام خروج لباس شخصي بر تن كرده بود.
پليس قضايي بلافاصله از كارمندان هتل هاليدي‌اين بازجويي كرد و آنان در بازجوييها مشخصات افراد را با تصاوير امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب مقايسه كردند و هر گونه شباهت آنان را با عكسها انكار كردند گفتند دو نفري كه به نام امام و شيخ يعقوب وارد هتل شده‌اند، جعلي و دروغين بوده‌اند.
شاهد پرونده آقاي نيكولوزي لئوناردو، (Nicolosi Leonardo) هنگامي كه عكس امام را به او نشان دادند تا يكي از دو فرد عربي را كه اول سپتامبر ديده بود، شناسايي كند، نشناخت.
اما شاهد پرونده، آقاي كولانجلو پيترو، (Colangelo Pietro) تصريح كرد كه به هيچ وجه شخصي را كه عكس او را نشانش داده‌اند، نديده است.
شاهد پرونده، خانم زامبوكو مارگريتا، (Zambucco Margherita) قامت شخصي را كه لباس روحانيون بر تن و عمامه بر سر داشته، حدوداً 175 سانتي متر و كسي را كه لباس شخصي پوشيده بود، كوتاه قد توصيف مي‌كند. وي هنگامي كه عكس امام را مي‌بيند، شباهت ميان عكس و آن شخص را انكار مي‌كند كه وي همان شخص بوده است.
شاهد پرونده، آقاي چدروني آلبرتو، (cedroni alberto) شخصي را كه لباس روحاني بر تن كرده بود، بدون ريش و سبيل و شخصي را كه لباس شخصي بر تن داشته كوتاه قد توصيف مي‌كند. وي گفت شخص اولي كه ديده، كسي نيست كه عكس او را ملاحظه كرده است.
اما شاهد پرونده، آقاي دورانته جيوزپه، (Durante Giuseppe) باربر هتل، شخصي را كه لباس روحاني بر تن داشته حدوداً 175 الي 180 سانتي متر و بدون ريش و سبيل و شخص ديگر را كوتاه قد و داراي سبيل توصيف مي‌كند و مي‌افزايد كسي كه لباس شخصي بر تن داشت با فردي كه لباس روحانيون بر تن كرده بود، با احترام بسيار زياد رفتار مي‌كرد؛ گويي كه از او مي‌ترسيد. مثل رفتار سرباز در برابر مافوق خود. وي هنگامي كه تصوير امام صدر را ديد قاطعانه رد كرد كه وي همان كسي باشد كه در هتل ديده است.
همچنين مهماندار هواپيماي شركت آليتاليا به شماره 881 مورخ 1978،8،31 قاطعانه مي‌گويد با توجه به ويژگيهاي بارز امام موسي صدر كسي كه با آن پرواز، سفر كرده امام صدر نبوده است.
شاهد پرونده، استالفي اورلاندو، (astolfi Orlando) عضو كادر پرواز اعلام كرد ميان مسافران شخصي كه ويژگيها و نشانهاي امام را داشته باشد، نديده است. هنگامي كه عكس‌هاي امام و دو همراهش را به او نشان دادند، هيچ كدام را نشاخت و هيچ يك را در ميان مسافران آن پرواز نديده بود.
شاهدان ديگر پرونده، كوچياني ليچيا (Cociani Licia) و كانتينو سر جيو (Contino seerjio) و باگنولو روبرت ريچارد (Bagnolo Robert Richard) گفته‌هاي شهود نامبرده بالا را تأكيد كردند.شهود ديگر كاردونه آندريا، (Cardone andrea) و ساندرونه كارمينه (sandroni carmine) اعلام كردند كه در ورودي فرودگاه فيوميچينو در رم مسئول بررسي گذرنامه‌ها در عصر روز 1978،8،31 بوده‌اند آنها قاطعانه اعلام كردند عكس‌هاي امام و دو همراهش با عكسهايي كه روي گذرنامه‌هايي كه در آن شب ديده‌اند، مطابقت ندارد.
شاهد ديگر پرونده، فيدله آلفردو (Fedele alffredo) كارمند اداره گمرك تأكيد كرد كه در بخش بازرسي گمرك از ساعت 6 عصر روز 1978،8،31 تا ساعت 8 صبح 1978،9،1 در محل كار خود بوده است. وي هنگامي كه عكس‌هاي امام و شيخ يعقوب و عباس بدرالدين را ديد، با قاطعيت و بدون ترديد اعلام كرد اين افراد را نديده است. وي همچنين اعلام كرد چون مدت زماني طولاني در قاهره بوده، زبان عربي را به خوبي مي‌داند و عادت دارد با مسافران عرب زبان، صحبت كند.
اما شاهدان، والنته الساندرو (valente alessandro) و دو نسلمان جوزفين (dunselman Josephine) كه هر دو مسافر همان پرواز بوده‌اند، اعلام كردند در آن پرواز كسي را با مشخصات امام يا شبيه او نديده‌اند.
بايد اشاره كرد كه همه اين گفته‌ها بلافاصله پس از واقعه و از تاريخ بيستم لغايت بيست و سوم سپتامبر 1978 انجام و ثبت و ضبط شده است.
زوتو دوناتو (Zotto donato) گروهبان و مأمور بخش امنيت و مسئول بررسي و تطبيق گذرنامه‌ها با چهره افراد، در فرودگاه فيوميچينو اعلام كرد شخصي را كه در مقابل خود ديده، چهره‌اش با عكس روي گذرنامه مطابقت داشته. وي اعلام كرد چهره كسي را كه به نام عباس بدرالدين تقاضاي اقامت كرده به خاطر ندارد، و دقيقاً نمي‌داند عباس بدرالدين حقيقي بوده است كه عكس او را به او نشان داده‌اند يا خير.
تحقيقاتي كه در هتل ساتلايت انجام شد، اثبات كرد شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين در شب 1978،8،31 يا پس از آن در هتل ساتلايت يا هر هتل ديگري در رم اقامت نداشته است.
تحقيقات از شركت هوايي مالت و شركت آليتاليا مشخص كرد كه هيچ شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين به مالت نرفته است؛ نه در اول سپتامبر و نه در ساير روزهاي هفته. تحقيقات ايتاليا به اين نتيجه رسيد كه شخصي كه در برابر مسئول بررسي گذرنامه‌ها بوده و در ساعت 23 و 35 دقيقه شب 1978،8،31 حاضر شده و نام عباس بدرالدين بر خود گذاشته و گذرنامه او را به همراه داشته شخصي ديگر بوده و به دروغ خود را بدرالدين معرفي كرده است.

ليبي ترك نشده
تحقيقات ايتاليا روشن كرد كه بدون هيچ شكي امام صدر و دو همراهش ليبي را ترك نكرده‌اند و در نتيجه وارد خاك ايتاليا نشده‌اند. همچنين ادله ثبوتي بالا اين مسئله را اثبات مي‌كنند. اين ادله با ادعاهاي برخي افراد نزد پليس ليبي تناقض دارد.
منابع تحقيقاتي ايتاليا در تحقيقات منابع ليبيايي شك كردند و آن به سبب تأخير در شروع به تحقيق در ليبي است كه در تاريخ 1979،11،3 يعني پس از گذشت بيش از يكسال از ربودن امام و دوهمراهش انجام شده و سخن كساني كه از آنها بازجويي شده، دچار تناقضات فراوان است.
كارگران هتل هاليدي‌اين گذرنامه امام صدر و شيخ يعقوب را در يكي از اتاقهايي كه به نام آنها رزرو شده بود، پيدا كردند. و مشخص شد كه گذرنامه سياسي امام دستكاري شده و عكس الصاق شده روي آن نه تنها كمي جدا شده بلكه مهر خشك شده و حك شده روي آن با نقش مهر موجود در صفحه 3 يكسان نيست و همچنين عكس از سند ديگري كنده شده چرا كه آثار آن پشت عكس باقي مانده بود.
جستجوي چمدانها نشان داد كه اسناد، لباسها و وسايل خاص امام به طور بي‌نظم درهم ريخته بود. در چمدانها لباس‌هاي امام به همراه لباس‌ها و وسايل و اسناد شيخ يعقوب و آقاي بدرالدين مشاهده شد. همچنين لباسها و سايل افراد ناشناس ديگري پيدا شد.
چمدان كوچك امام محتوي وسايل خاص آقاي بدرالدين و همچنين وسايل افراد ناشناس بود. همچنين وسايل آقاي بدرالدين در كيف سامسونت خاكستري رنگ پيدا شد. اين كيف سامسونت اصلاً نبايد در هتل هاليدي اين مي‌بود چرا كه شخصي كه نام بدرالدين را بر خود گذاشته بوده به اين هتل نيامده بلكه در فرودگاه رم تصريح كرده به كه هتل ساتلايت خواهد رفت. همچنين در يكي از چمدانها ساعت مچي امام صدر مشاهد شد كه شيشه اش شكسته و بندش پاره شده و از كار افتاده بود.
مسؤول پرواز 881 عالمي ديني را در پرواز نديده است.
اين اتفاقات با موارد زير تأييد شد:
- شكايت شاكي
- گفته‌هاي شهود
- گزارش كميته كارشناسان
- تحقيقات ايتاليا
- بنا بر قرينه عدم اجازه ورود به خاك ليبي به افسران لبناني، عضو هيئت لبناني از سوي حكومت ليبي
- عدم جديت در تحقيقات ليبي
- اعتراف مدعي عليه، معمر القذافي، به ربودن امام و دو همراهش در ليبي (سخنراني سال 2002 در شهر سبها)
- به قرينه عدم حضور مدعي عليهم
- كليه تحقيقات

ثانياً در قانون:
- از آنجا كه در نتيجه تحقيقات انجام شده مشخص شد بدون هيچ شكي امام سيد موسي صدر و دو همراهش جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار، عباس بدرالدين، كه بنابر دعوت رسمي از سوي ليبي و براي جلسه با سرهنگ معمر القذافي به آن كشور رفته بودند، ليبي را به سوي مكان ديگري پس از ديدارشان با القذافي و در تاريخ 1978،8،31 ترك نكرده‌اند و بر خلاف تمايل خود در ليبي باقي مانده‌اند؛
- و از آنجا كه مدعي عليه، سرهنگ القذافي، به رغم اصرار حكومت ليبي از زمان ربودن امام در تاريخ 1978،8،31 مبني بر اينكه ايشان خاك ليبي را به مقصد ايتاليا ترك كرده‌اند، در سخنراني‌اي كه در شهر سبها در تاريخ 1978،8،31 ايراد كرد، به ناپديد شدن امام و دو همراهش در ليبي اعتراف كرد؛
- و از آنجا كه از تحقيقات صورت گرفته از سوي دادستاني كل ايتاليا كه منجر به صدور دو قرار از سوي دادستان كل و قاضي تحقيق رم شد، مشخص شد كه كساني كه وارد ايتاليا شده‌اند، امام صدر و دو همراهشان نبوده‌اند، بلكه افرادي ديگر بوده‌اند كه به دروغ نام آنان را براي خود جعل كرده بودند؛
- و از آنجا كه در نتيجه تحقيقات دستگاه قضايي ايتاليا نادرستي و عدم صحت تحقيقات ليبي از مدعي عليهم مشخص شد؛
- و از آنجا كه از تحقيقات ايتاليا از مهماندار و مسافران هواپيمايي آليتاليا به شماره 881 از طرابلس به مقصد رم به تاريخ 1978،8،31 مشخص شد كه هيچ كس امام صدر را در آن پرواز مشاهده نكرده و مسئول پرواز نيز هيچ فرد روحاني‌اي را در آن پرواز نديده است. حتي اگر فرض كنيم هيچ كس امام را در فرودگاه طرابلس در غروب روز 31/8/1978 نديده، بر فرض صحت اين واقعه به معني سوار شدن به هواپيماي شركت آليتاليا نيست، بلكه جزئي از عمليات ربودن براي ظاهر سازي چهره امام براي كساني است كه ايشان را ديده‌اند؛
- و از آنجا كه پرواز 881 از طرابلس به رم با يك ساعت تأخير پرواز كرده و ساعت يازده و نيم شب به رم رسيده است و دو نفري كه خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده‌اند حدود ساعت ده صبح 1978،9،1 وارد هتل هاليدي اين شده‌اند؛
- و از آنجا كه اثبات شد امام سيد موسي صدر و شيخ محمد يعقوب هيچ گاه لباس شخصي بر تن نمي‌كردند.
- و از آنجا كه مشخص شد شخصي كه خود را جاي امام موسي صدر گذاشته بود و وارد هتل هاليدي اين شده، لباس روحانيون بر تن داشته و پس از آنكه حدوداً ده دقيقه در اتاق مانده با لباس شخصي خارج شده و هتل را ترك كرده و ديگر بازنگشته؛
- و از آنجا كه همه كارمندان و كارگران هتل هاليدي اين پس از مشاهده عكس امام موسي صدر قاطعانه اعلام كردند فردي را كه در هتل ديده‌اند، امام موسي صدر نيست؛
- و از آنجا كه مشخص شد ويژگيهاي امام و شيخ يعقوب با ويژگيهايي كه شهود ايتاليايي اعلام كرده‌اند، از نظر قامت (بيش از 195 سانتي متر) يا ريش و سبيل يا لباس يا ويژگيهاي آشكار ظاهري منطبق نيست؛
- و از آنجا كه دو نفري كه خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده‌اند، ساعت يازده و نيم شب 1978،8،31 به فرودگاه رم رسيده‌اند در حالي كه ورودشان به هتل هاليدي اين در رم پس از ساعت ده صبح 1978،9،1 ثبت شده و در آنجا هم بيش از ده دقيقه نمانده‌اند؛
- و از آنجا كه مشخص شد شخصي كه خود را خبرنگار، عباس بدرالدين، ناميد نام او در هتل ساتلايت ديده نشده و آنگونه كه گمان مي رفته به مالت هم نرفته است. و چمدانهايش با چندانهاي امام در هتل هاليدي اين پيدا شده و وسايل او با وسايل امام و شيخ يعقوب و وسايل افراد ناشناس ديگري در هم بوده است؛ (گفته‌هاي گروهبان زوتو و كارمندان هتل)
- و از آنجا كه مشخص شد در زمان جلسه مدعي عليه، معمر القذافي، با امام موسي صدر و دو همراهش بحث سختي در گرفته و القذافي به عمال خود دستور داده كه دستگيرشان كنند، در نتيجه عمال وي از آن روز تاكنون آنان را دستگير كرده و آزادي ايشان را سلب كرده‌اند؛
- و از آنجا كه مشخص شد گذرنامه بدرالدين، خبرنگار، همراه كاردار لبنان، آقاي نزار فرحات، بوده و بعدازظهر 1978،8،31 آن را به هتل الشاطيء آورده و هنگامي كه امام و همراهانش را در هتل پيدا نكرده، گذرنامه را به آقاي بشاره مرهج مي‌دهد. با توجه به اينكه پس از ساعت يك ظهر 1978،8،31 كه امام و دو همراهش هتل را براي ديدار با القذافي ترك كردند، هيچ كس آنها را نديده است؛
- و از آنجا كه بر اساس گفته‌هاي شاهد پرونده، نزار فرحات، وي ساعت نه و نيم شب 1978،8،31 به هتل رفته تا امام و دو همراهش را ببيند اما كارمندان هتل به او گفته‌اند كه امام و همراهانش نيستند و انتظار او در هتل و تماس با اتاقهاي آنان نتيجه‌اي در برنداشته تا آنكه روز بعد كارمندان هتل به نزار فرحات گفته‌اند امام و همراهانش هتل را ترك كرده‌اند. اين سخنان نشان مي‌دهد كه امام و همراهانش اتاق‌ها را به روش طبيعي، عادي و مرسوم تحويل نداده‌اند و نيز نشان مي‌دهد كه غير ممكن است امام و همراهانش با هواپيماي شركت آليتاليا كه نه شب با تأخير توجيه ناپذير بيش از يك ساعت پرواز كرده، سفر كرده باشند؛
- و از آنجا كه مشخص شد گذرنامه سياسي امام موسي صدر دستكاري شده كه اين مسأله را تحقيقات ايتاليا نيز مشخص كرده‌اند؛
- و از آنجا كه گذرنامه خبرنگار، عباس بدرالدين، پيدا نشد و برخي وسايل شخصي وي در هتل هاليدي‌اين و در ميان وسايل امام و شيخ يعقوب و افراد ناشناس ديگر پيدا شد؛
- و از آنجا كه كاردار لبنان در طرابلس، آقاي سعيد بيطار در نامه خود به وزارت امور خارجه لبنان در تاريخ 2007،1،19 اعلام كرده كه اغلب مدعي عليهم ليبيايي يا مأموران امنيتي بوده‌اند يا از كميته‌هاي روابط خلق (اطلاعات سفارت‌خانه‌ها) يا براي پوشش دادن به فعاليت اصلي خود، به تجارت مي‌پردازند و بيشتر اين افراد به سن بازنشستگي رسيده‌اند. مشهور و معروف است كه رژيم ليبي هنگامي كه اعضاي اطلاعاتي آنها به سن بازنشستگي مي‌رسند، زيادي وام و مزرعه‌اي در منطقه خودشان به آنها مي‌دهد؛
- و از آنجا كه مشخص شد گذرنامه امام صدر و شيخ محمد يعقوب ويزاي مكرر ورود به خاك فرانسه داشته كه تا تاريخ 1978،8،31 اعتبار داشته و مشخص نيست چگونه ملغي شده و ويزاي ورود به فرانسه به تاريخ 1978،8،31 از جانب سفارت فرانسه در طرابلس به جاي‌ آن‌ها ثبت شده است و كسي كه ويزا صادر كرده متوجه نشده كه اعتبار ويزاي اول هنوز پايان نيافته است؛
- و از آنجا كه مشخص شد رواديد ورود به ايتاليا در بعدازظهر 1978،8،31 توسط كارمند رسمي ليبي فقط براي امام و شيخ يعقوب اخذ شده است و براي آقاي عباس بدرالدين اخذ نشده. همچنين كسي كه در همان تاريخ رواديد ورود به فرانسه براي امام و شيخ يعقوب گرفته، همين كارمند رسمي ليبي بوده است؛
- و از آنجا كه شيوه و زمان دريافت رواديد فرانسه در ايتاليا بدون اطلاع و مساعدت از سفارت لبنان انجام شده بر دخالت رسمي ليبي در طراحي عمليات ربودن تأكيد دارد؛
- و از آنجا كه مشهور است ليبي تابع رژيم بسته مركزي و تابع كنگره‌اي از سوي رهبر منحصر به فرد، مدعي عليه، معمر القذافي است، كه نمي‌توان در آن رژيم از هيچ قرار يا تصرفي سخن گفت مگر آنكه رهبر آمر و ناهي، مدعي عليه، سرهنگ القذافي دستور داده باشد؛
- و از آنجا كه تبعات ربودن و ناپديد كردن امام صدر و دو همراهش كه به دعوت رسمي حكومت در آنجا بوده‌اند، به عهده رژيم ليبي است. همچنين مشاركت در توطئه‌هاي صورت گرفته براي پوشش اين جنايت و اصرار ورزيدن بر آن بر عهده اين رژيم است؛
- و از آنجا كه فعل مدعي عليهم، سرهنگ معمر القذافي، مرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، محمود محمد بن كوره، احمد الاطرش، عبدالسلام جلود، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريكي، احمد شحاتي، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد علي الرحيبي، محمد ولد دادا، تشكيل دهنده تحريض و تشويق و مشاركت در ربودن امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين است. جرمي كه مستند آن درباره مدعي عليه اول ماده 569 /218 قانون مجازات لبنان و نسبت به ساير مدعي عليهم ماده 569/213 همان قانون است؛
- و از آنجا كه فعل مدعي عليه اول، معمر القذافي، و ساير مدعي عليهم در جهت ايجاد جنگ داخلي در لبنان و برانگيختن جنگ فرقه‌اي ميان لبنانيها، از طريق ربودن امام و دو همراهش بوده است، شامل ماده دوم قانون مصوب 11/1/1958 است؛
- و از آنجا كه فعل ايشان در جهت دامن زدن به اختلافات مذهبي و تحريك و ترغيب نزاع و درگيري ميان اقشار مختلف امّت است، شامل جنحه و جنايت ماده 317 قانون مجازات است؛
- و از آنجا كه فعل مدعي عليهم، به استثناي محمد محمود ولد دادا، تبعه كشور موريتاني و محمود بن كوره، تبعه كشور ليبي به علت اقدام متهمين مبني بر دستكاري و جعل در گذرنامه امام موسي صدر و استفاده از گذرنامه با آگاهي و اطلاع از امر منطبق با مواد 463و 463/454/213 قانون مجازات است؛
- و از آنجا كه فعل مدعي عليهم به استثناي محمود بن كوره، تبعه ليبي و محمد محمود ولد دادا، تبعه موريتاني به علت جعل هويت و خود را به جاي آنان جا زدن، منطبق بر ماده 392/213 قانون مجازات است و از آنجا كه تلازم ميان جنحه جنايت وجود دارد؛
- و از آنجا كه تحقيقات درباره هويت كامل مدعي عليهم: عبدالسلام جلود، محمود محمد بن كوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريكي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد بن علي الرحيبي، محمد ولد دادا.به نتيجه قطعي نرسيده است، قرار پيگيري دائم تا شناسايي كامل هويت مدعي عليهم صادر مي‌گردد.

بنابراين؛
بر اساس بررسي‌ها مقرر مي‌داريم:
يكم: اتهام مدعي عليه، معمر القذافي، را كه هويت او در بالا ذكر شده به مقتضاي ماده 569/218 از قانون مجازات لبنان به علت تحريض و تشويق بر ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار، آقاي عباس بدرالدين، به علت جرم حاصله در تاريخ 1978،8،31 به اثبات رسيد.
دوم: اتهام مدعي عليهم: المرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، در بالا ذكر شده بر اساس ماده 569/213 قانون مجازات لبنان به علت اقدام و مشاركت در ربودن امام صدر و دو همراهش محرز است.
سوم: مدعي عليهم، سرهنگ معمر القذافي، المرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه بن سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، بر اساس احكام ماده 2 از قانون 11/1/1958 متهم هستند.
چهارم: مدعي عليهم مذكور در بند 3 بالا به جنحه ذكر شده در مواد 317 و 463 و 463/454/213 و 392 /213 قانون مجازات مظنون هستند.
پنجم: قرار بازداشت همه مدعي عليهم مذكور در فوق صادر شده و بايد با دستبند به بازداشتگاه دادگاه عالي بيروت منتقل شوند.
ششم: اين جنحه را به علت تلازم به عنوان جنايت اعلام مي‌داريم.
هفتم: قرار پيگيري دائم براي شناسايي هويت كامل همه مدعي عليهم: عبدالسلام جلود، محمود محمد بن كوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريكي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد بن علي الرحيبي، محمد ولد دادا صادر شده است.
هشتم: هزينه دادرسي‌ها به طور كامل بر عهده مظنونان و متهمان است.
نهم: اوراق از سوي دادستان كل نزد دادگاه عالي براي امانت گذاشتن آن در مرجع خاص آن اعاده مي‌شود.
بيروت - سميح الحاج، قاضي پرونده

Posted on 1387/7/24, 11:46 - Languauge: Farsi - News ID: 4653 - Permalink : http://www.imamsadr.ir/news/news.php?id=4653

قرار بازداشت قذافي منتشر شد.اتهام؛ ربودن امام موسي صدر

روزنامه اعتماد، 1387/7/24

گروه بين الملل؛متن کامل قرار اتهامي عليه ژنرال معمر القذافي رهبر حکومت ليبي و برخي از مسوولان اين کشور به جرم تحريک، تشويق و مشارکت در ربودن امام موسي صدر رهبر ايراني شيعيان لبنان و دو همراه وي منتشر شد.به گزارش فارس قاضي تحقيق دادگاه عالي لبنان، سميح الحاج، در قضيه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين قرار اتهامي صادر کرد که براساس آن، اتهامات را متوجه معمر القذافي و نيز هفده تن از مسوولان ليبي کرده است. متن کامل قرار صادره به شرح زير است. اين قرار در تاريخ 21/08/2008صادر شده و متن آن اکنون منتشر مي شود؛ قرار شماره 2008/1 دادگاه عالي.اينجانب سميح الحاج قاضي تحقيق دادگاه،پس از بررسي هاي صورت گرفته؛ - بنا بر حکم شماره 3794 مورخ 4/2/1981 داير بر احاله قضيه «اقدام عليه امنيت ملي» که در نتيجه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش صادر شده، روشن شد که اتهام متوجه مدعي عليهم زير است؛ 1- سرهنگ معمربن محمد ابومنيار القذافي، نام مادر؛ عايشه، متولد شهر سرت در تاريخ 1943، تابعيت ليبي، در تاريخ 23/4/2008 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است. 2- المرغني مسعود التومي، راننده اداره تشريفات وزارت امور خارجه 3- احمد محمد الحطاب کارمند دبيرخانه کنگره خلق در طرابلس4- الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي مشاور مدير آليتاليا در فرودگاه طرابلس و مسوول مراقبت پرواز هواپيما

5- عبدالرحمن محمد غويله ستوان يکم اداره کل اتباع خارجي و پليس گذرنامه، مامور در بخش خروجي فرودگاه6- محمد خليفه سحيون مدير اداره نيروي انساني در شرکت اکسيد ناتال طرابلس7- عيسي مسعود عبدالله المنصوري8- محمود محمد بن کوره کاردار سفارت ليبي در لبنان 9- احمد الاطرش نماينده وزارت خارجه ليبي در سال1978 10- عبدالسلام جلود نخست وزير ليبي در سال 1978 .11-عيسي البعباع نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978 .12- عاشور الفرطاس رئيس اداره سياسي وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي13- علي عبدالسلام التريکي مشاور القذافي14- احمد شحاته رئيس دفتر روابط خارجي در دبيرخانه کنگره خلق در سال 1978 .15- احمد مسعود صالح ترهون کارشناس اداره مهاجرت و گذرنامه در فرودگاه طرابلس 16- ابراهيم خليفه عمر ستوان يکم در بخش امنيت فرودگاه17- محمد علي الرحيبي سرگرد در پليس آگاهي ليبي18- محمد ولد دادا سفير موريتاني در ليبي در سال 1978، تابعيت موريتاني19- هر شخص ديگري که در تحقيقات متهم شناخته شود. افراد نامبرده بالا در خارج از خاک هاي لبنان و در تاريخي که شامل مرور زمان نشده است، اقدام به ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و دو همراهش کرده اند که در نتيجه آن اقدام لبنان در معرض فتنه و آشوب هاي مذهبي و نزاع ميان طوايف قرار گرفت. جرائمي که از آنها نام برده شد در آيين نامه شماره 27 مصوب تاريخ 5/3/1959 و مواد 569 ، 450 ، 459 454 ، 392 ، 408 ، 213 ، 217 218 ، 219 ، 308 و 307 قانون مجازات لبنان براي آنها مجازات تعيين شده است. در نتيجه تحقيقات روشن شد که

اولاً- درباره وقايع و اتفاقات

امام موسي صدر شخصيت بارز و معروفي در سطح جهان عرب و اسلام است. خاصه که او عالم ديني برجسته و روشني است که مجلس اعلاي شيعيان را تاسيس و رهبري کرد و مقاومت لبناني را ضددشمن اسرائيلي بنيان نهاد. هر کس او را مي شناخت به سبب ويژگي هاي شخصي اش به او احترام مي گذاشت.ايشان با دو همراهش دچار بدترين سرنوشتي شدند که براي انسان امکان دارد؛ ربوده شدن اجباري. با گذشت بيش از 30 سال بدون هيچ اطلاعي از ايشان يا کشف سرنوشت شان؛ اتفاقي که براي خانواده و دوستداران آنها رنجي دردناک است که تا به امروز استمرار دارد. امام صدر احساس مي کرد توطئه يي براي تجزيه لبنان و ايجاد دولتي اسلامي وجود دارد که سرهنگ معمر القذافي از طرفداران اين تفکر بود.


اين اختلاف عقيده به تيرگي روابط ميان امام و رژيم ليبي انجاميد که هنگام ديدار امام با معمر القذافي در سال 1975 هنگام بازديد از ليبي به وضوح آشکار شد. امام موسي صدر هنگام ديدار از الجزاير و ديدار با رئيس جمهور آن کشور، هواري بومدين با درخواست وي براي سفر به ليبي و ديدار با سرهنگ القذافي مواجه شد. فوراً مقدمات سفر امام به ليبي مهيا شد.در تاريخ 25/8/1978 امام و دو همراهش با پرواز شرکت هواپيمايي الشرق الاوسط به ليبي رفتند. در شمار بدرقه کنندگان در فرودگاه بيروت، مدعي عليه، کاردار ليبي در لبنان و محمد بن کوره، حضور داشت و در فرودگاه طرابلس نيز از سوي مدعي عليه، احمد شحاته، رئيس دفتر روابط خارجي کنگره خلق، مورد استقبال قرار گرفتند. امام و دو همراهش در هتل الشاطي طرابلس به عنوان ميهمانان رسمي حکومت ليبي اقامت گزيدند.زماني که امام و همراهانش در هتل الشاطي اقامت داشتند، اتفاقاً شخصيت هاي مشهور لبناني نيز در هتل حضور داشتند که براي شرکت در جشن هاي انقلاب ليبي در اول ماه سپتامبر به آن کشور سفر کرده بودند.

قطع تماس هاي تلفني

از زمان رسيدن امام و دو همراهش به ليبي تا ربوده شدن شان، برخلاف عادت امام در سفرهاي خود، ايشان هيچ تماس تلفني با مجلس اعلاي شيعيان يا خانواده يا دوستان خود نگرفته است.غروب 30/8/1978 کاردار لبنان، آقاي نزار فرحات، ضيافت افطاري به مناسبت حضور امام برپا کرد. پس از افطار امام اجازه خواست تا ضيافت را ترک کند. امام به انتظار ماشين تشريفات نماند و با تاکسي به هتل بازگشت چرا که منتظر تلفن يا دعوت براي ديدارهاي رسمي بود که گفته بودند ممکن است در هر لحظه يي انجام شود.امام صدر و دو همراهش حوالي ساعت يک ظهر ديده شده اند که هتل را ترک مي کنند. او از صحبت کوتاه با آقاي عباس بدرالدين دريافت که آنان براي ديدار با القذافي مي روند. اين آخرين باري بود که امام و دو همراهش مشاهده شده اند. امام و دو همراهش بعدازظهر 31/8/1978، عملاً با سرهنگ القذافي ديدار کرده اند و ملاقات نيز نه تنها دوستانه نبوده، بلکه بسيار توفاني بوده. علت آن هم اختلاف عقيده سياسي و ديني با القذافي بوده است؛ امري که منجر شد القذافي به اطرافيانش بگويد؛ «اينها را بگيريد» و از آن لحظه تاکنون هيچ اثري از امام و دو همراهش نيست.سپري شدن چند روز بدون تماس، همه را نگران، مضطرب و ترسان کرده بود. بنابراين از سوي مجلس اعلاي شيعيان با رئيس جمهور وقت مرحوم الياس سرکيس و جناب نخست وزير دکتر سليم الحص تماس گرفتند که آنان را از مساله باخبر سازند. رئيس جمهور چندين بار کوشيد تا تلفني با سرهنگ القذافي صحبت کند، اما نتوانست.ليبي به دولت لبنان اطلاع داد که امام صدر و همراهانش با هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 به ايتاليا رفته اند. وي گفت اين سفر ساعت 30/8شب 31/8/1978 انجام شده و آنان ناگهاني و بدون اطلاع مراجع رسمي در ليبي سفر کرده اند. دستگاه هاي رسمي لبنان از طريق کانال هاي ديپلماتيک از مقامات ايتاليايي خواستند در اين باره تحقيق کنند. دادستاني کل ايتاليا در رم عملاً در دو مرحله اقدام به تحقيق کرد. اين دادستاني در تاريخ

20/12/1981 از قاضي تحقيق در رم درخواست کرد پرونده را بايگاني کند چرا که براي دادستاني محرز شده بود امام موسي صدر و دو همراهش به رم نيامده اند.

تحقيقات ايتاليا

تحقيقاتي که دستگاه قضايي ايتاليا در تاريخ 1/9/1978 انجام داد مشخص کرد که دو نفر وارد هتل هاليدي اين شده اند و خود را امام و شيخ محمد يعقوب معرفي کرده اند که يکي از آن دو لباس روحانيون بر تن داشته است. آنان دو اتاق درخواست کرده اند. همچنين پس از آنکه يکي از کارمندان هتل به آنان مشکوک شده، آنها مبلغ يک هفته را پيش پرداخت کرده اند. آن دو نفر سپس به اتاق هايشان رفتند و پس از 10 دقيقه رفتند و ديگر بازنگشتند. فردي هم که لباس روحانيون بر تن داشت هنگام خروج لباس شخصي بر تن کرده بود. پليس قضايي بلافاصله از کارمندان هتل هاليدي اين بازجويي کرد و آنان در بازجويي ها مشخصات افراد را با تصاوير امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب مقايسه و هرگونه شباهت آنان را با عکس ها انکار کردند.مهماندار هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 مورخ 31/8/1978 قاطعانه مي گويد با توجه به ويژگي هاي بارز امام موسي صدر کسي که با آن پرواز سفر کرده امام صدر نبوده است.تحقيقات ايتاليا روشن کرد بدون هيچ شکي امام صدر و دو همراهش ليبي را ترک نکرده اند و در نتيجه وارد خاک ايتاليا نشده اند.کارگران هتل هاليدي اين گذرنامه امام صدر و شيخ يعقوب را در يکي از اتاق هايي که به نام آنها رزرو شده بود، پيدا کردند و مشخص شد گذرنامه سياسي امام دستکاري شده است.جست وجوي چمدان ها نشان داد اسناد و لباس ها درهم ريخته بود.

اين اتفاقات با موارد زير تاييد شد؛

- شکايت شاکي

- گفته هاي شهود

- گزارش کميته کارشناسان

- تحقيقات ايتاليا

- بنا بر قرينه عدم اجازه ورود به خاک ليبي به افسران لبناني، عضو هيات لبناني از سوي حکومت ليبي

- عدم جديت در تحقيقات ليبي

- اعتراف مدعي عليه، معمر القذافي، به ربودن امام و دو همراهش در ليبي (سخنراني سال 2002 در شهر سبها)

- به قرينه عدم حضور مدعي عليهم

- کليه تحقيقات.

ثانياً در قانون

- از آنجا که در نتيجه تحقيقات انجام شده مشخص شد بدون هيچ شکي امام سيدموسي صدر و دو همراهش که بنابر دعوت رسمي از سوي ليبي و براي جلسه با سرهنگ معمر القذافي به آن کشور رفته بودند، ليبي را ترک نکرده اند و برخلاف تمايل خود در ليبي باقي مانده اند

- و از آنجا که سرهنگ القذافي به رغم اصرار حکومت ليبي از زمان ربودن امام در تاريخ 31/8/1978 مبني بر اينکه ايشان خاک ليبي را به مقصد ايتاليا ترک کرده اند، در سخنراني که در شهر سبها در تاريخ 31/8/1978 ايراد کرد، به ناپديد شدن امام و دو همراهش در ليبي اعتراف کرد

- و از آنجا که تحقيقات صورت گرفته از سوي دادستاني کل ايتاليا ثابت کرد کساني که وارد ايتاليا شده اند، امام صدر و دو همراه شان نبوده اند

- و از آنجا که از تحقيقات ايتاليا از مهماندار و مسافران هواپيمايي آليتاليا به شماره 881 از طرابلس به مقصد رم به تاريخ 31/8/1978 مشخص شد هيچ کس امام صدر را در آن پرواز مشاهده نکرده

- و از آنجا که مشهور است ليبي تابع رژيم بسته مرکزي و تابع کنگره يي از سوي رهبر منحصر به فرد، مدعي عليه، معمر القذافي است که نمي توان در آن رژيم از هيچ قرار يا تصرفي سخن گفت مگر آنکه رهبر آمر و ناهي، مدعي عليه، سرهنگ القذافي دستور داده باشد

- و از آنجا که ربودن ايشان در جهت دامن زدن به اختلافات مذهبي و تحريک و ترغيب نزاع و درگيري ميان اقشار مختلف امت است، شامل جنحه و جنايت ماده 317 قانون مجازات است.

بنابراين؛

بر اساس بررسي ها مقرر مي داريم؛

-اتهام مدعي عليه، معمر القذافي، را که هويت او در بالا ذکر شده به مقتضاي ماده 569/218 از قانون مجازات لبنان به علت تحريض و تشويق بر ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و همراهانش

-قرار بازداشت همه مدعي عليهم مذکور در فوق صادر شده و بايد با دستبند به بازداشتگاه دادگاه عالي بيروت منتقل شوند.

-اين جنحه را به علت تلازم به عنوان جنايت اعلام مي داريم.

-قرار پيگيري دائم براي شناسايي هويت کامل همه مدعي عليهم صادر مي شود.

-هزينه دادرسي ها به طور کامل برعهده مظنونان و متهمان است.

- اوراق از سوي دادستان کل نزد دادگاه عالي براي امانت گذاشتن آن در مرجع خاص آن اعاده مي شود.

بيروت - سميح الحاج، قاضي پرونده

Posted on 1387/7/24, 12:56 - Languauge: Farsi - News ID: 4662 - Permalink : http://www.imamsadr.ir/news/news.php?id=4662

متن کامل قرار بازداشت قذافي به جرم ربودن امام موسي صدر منتشر شد.آخرين روزهاي موسي صدر

روزنامه اعتماد، 1387/7/25

خبرگزاري فارس؛ متن کامل قرار اتهامي عليه ژنرال معمر القذافي، رهبر حکومت ليبي و برخي از مسوولان اين کشور به جرم تحريک متن فوق به دليل اينکه جزئيات آخرين روزهاي ديده شدن موسي صدر را با جزئيات توضيح مي دهد اهميت داردو تشويق و مشارکت در ربودن امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان و دو همراه وي منتشر شد.

متن فوق به دليل اينکه جزئيات آخرين روزهاي ديده شدن موسي صدر را با جزئيات توضيح مي دهد اهميت دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس، قاضي تحقيق دادگاه عالي لبنان، سميح الحاج، در قضيه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين قرار اتهامي صادر کرد که براساس آن، اتهامات را متوجه معمر القذافي و 17 تن از مسوولان ليبي به جرم تحريک و تشويق و مشارکت در ربودن امام و دو همراهش کرده است.

متن کامل قرار صادره به شرح زير است. اين قرار در تاريخ 21/8/2008 صادر شده و متن آن اکنون منتشر مي شود؛

قرار شماره 2008/1 دادگاه عالي

اينجانب سميح الحاج، قاضي تحقيق دادگاه؛

پس از بررسي هاي صورت گرفته؛

- بنا بر حکم شماره 3794 مورخ 4/2/1981 داير بر احاله قضيه «اقدام عليه امنيت ملي» که در نتيجه ربودن امام موسي صدر و دو همراهش، شيخ محمد يعقوب و روزنامه نگار، عباس بدرالدين در دادگاه عالي صادر شده

- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 72 مورخ 6/2/1986 مبني بر تعيين قاضي طربيه رحمه به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه

- و بنا بر قرار صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 18/11/1986 که براساس بررسي دادستان کل در تاريخ 16/11/1986دستگاه قضايي لبنان را در اين قضيه صلاح دانسته و صدور دستور مفتوح ماندن پرونده براي شناسايي عاملين، محرکين و شرکاي جرم در جنايت موضوع دعوي

- و بنابر درخواست دادستان کل از قاضي تحقيق در تاريخ 2/8/2004 مبني بر لغو دستور بايگاني صادره در تاريخ

18/11/1986و صدور دستور تحقيق مجدد که در تاريخ

14/9/2006 مجدداً از سوي دادستان کل بر آن تاکيد شد؛

- و بنا بر درخواست استعفاي صادره از قاضي تحقيق، طربيه رحمه، به تاريخ 3/8/2004

- و بنا بر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 812 به تاريخ 31/8/2004 مبني بر تعيين قاضي سهيل عبدالصمد به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه به جاي قاضي طربيه رحمه

- و بنابر درخواست استعفاي قاضي سهيل عبدالصمد به تاريخ 3/4/2006

- و بنابر دستور وزير محترم دادگستري به شماره 625 به تاريخ 3/7/2006 مبني بر تعيين اينجانب (سميح الحاج) به عنوان قاضي تحقيق در اين قضيه

- و بنا بر گزارش سفر هيات امنيتي لبنان به رم در تاريخ 31/10/1978

- و بنابر گزارش سفر هياتي از سوي حکومت لبنان به ايتاليا در تاريخ 24/8/2006 براي پيگيري قضيه ربودن امام صدر و دو همراهش

- و بنابر گزارش کميته کارشناسان که از سوي اينجانب تشکيل شد و آقايان ميشل جدعون، محمدعلي مراد و محمود الفقيه اعضاي آن بودند

- و بنابر قرار صادره از سوي اينجانب به تاريخ 28/8/2007

- و بنابر دادخواست شماره 1 به تاريخ 21/2/1981و بنابر توضيح صادره از دادستاني کل به تاريخ 21/10/1986و بنابر ادعانامه دادستاني کل به تاريخ 2/8/2007 و همچنين بنابر همه اوراق و تحقيقات،روشن شد که اتهام متوجه مدعي عليهم زير است؛

1- سرهنگ معمر بن محمد ابومنيار القذافي، نام مادر؛ عايشه، متولد شهر سرت در تاريخ 1943، تابعيت ليبي، در تاريخ 2008/4/23 ،حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

2- المرغني مسعود التومي، راننده اداره تشريفات وزارت امور خارجه، نام مادر؛ فائزه، متولد شهر جنزور در تاريخ 1948، تابعيت ليبي، در تاريخ 2007/8/2 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

3- احمد محمد الحطاب، کارمند دبيرخانه کنگره خلق در طرابلس، نام مادر؛ فاطمه، متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2/8/2007 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

4- الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، مشاور مدير آليتاليا در فرودگاه طرابلس و مسوول مراقبت پرواز هواپيما، نام مادر؛ عايشه متولد 1946، تابعيت ليبي در تاريخ 2/8/2007، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

5- عبدالرحمن محمد غويله، ستوان يکم اداره کل اتباع خارجي و پليس گذرنامه، مامور در بخش خروجي فرودگاه، نام مادر؛ لطيفه، متولد 1950، تابعيت ليبي در تاريخ

2/8/2007، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

6- محمد خليفه سحيون، مدير اداره نيروي انساني در شرکت اکسيد ناتال طرابلس، نام مادر؛ عنايه، متولد 1931 شهر عزيزيه، تابعيت ليبي در تاريخ 2007/8/2 ، حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

7- عيسي مسعود عبدالله المنصوري، کارمند موسسه توسعه برق که هم اکنون افسر وظيفه است، نام مادر؛ حوريه، متولد 1949، تابعيت ليبي در تاريخ 2007/8/2 حکم جلب وي صادر شده و همچنان متواري است.

8- محمود محمد بن کوره، کاردار سفارت ليبي در لبنان در سال 1978، تابعيت ليبي فاقد ساير اطلاعات.

9- احمد الاطرش، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

10- عبدالسلام جلود، نخست وزير ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

11- عيسي البعباع، نماينده وزارت خارجه ليبي در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

12- عاشور الفرطاس، رئيس اداره سياسي وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

13- علي عبدالسلام التريکي، مشاور القذافي، وزارت خارجه ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

14- احمد شحاته، رئيس دفتر روابط خارجي در دبيرخانه کنگره خلق در سال 1978، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

15- احمد مسعود صالح ترهون، کارشناس اداره مهاجرت و گذرنامه در فرودگاه طرابلس از دو فوريه 1978 تا

24/3/1979در اداره کل، متولد 1946، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

16- ابراهيم خليفه عمر، ستوان يکم در بخش امنيت فرودگاه، متولد 1933 تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

17- محمدعلي الرحيبي، سرگرد در پليس آگاهي ليبي، تابعيت ليبي، فاقد ساير اطلاعات.

18- محمدولد دادا، سفير موريتاني در ليبي در سال 1978، تابعيت موريتاني، فاقد ساير اطلاعات.

19- هر شخص ديگري که در تحقيقات متهم شناخته شود.

افراد نامبرده بالا در خارج از خاک لبنان و در تاريخي که شامل مرور زمان نشده است، اقدام به ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و دو همراهش شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، روزنامه نگار، کرده اند که در نتيجه آن اقدام لبنان در معرض فتنه و آشوب هاي مذهبي و نزاع ميان طوايف قرار گرفت.

جرائمي که از آنها نام برده شد در آيين نامه شماره 27 مصوب تاريخ 5/3/1959 و مواد 569 ، 450 ، 459 ، 454 ، 392 ، 408 ، 213 ، 217 ، 218 ، 219 ، 308 ، 307 قانون مجازات لبنان براي آنها مجازات تعيين شده است.

در نتيجه تحقيقات روشن شد که؛

اولاً- درباره وقايع و اتفاقات؛

امام موسي صدر شخصيت بارز و معروفي در سطح جهان عرب و اسلام است. خاصه که او عالم ديني برجسته و روشني است که مجلس اعلاي شيعيان را تاسيس و رهبري کرد و مقاومت لبناني را ضد دشمن اسرائيلي بنيان نهاد. هر کس او را مي شناخت به سبب ويژگي هاي شخصي اش به او احترام مي گذاشت. در مساجد و کليساها و انجمن ها حاضر مي شد و سخنراني مي کرد. منادي عدالت در مسائل ملي لبنان و نيز براي انسان بود، انسان در هر کجا که باشد.

از جنبه توانايي ها، امام موسي صدر فارغ التحصيل رشته حقوق است؛ وي لحظه يي براي مطالبات شخصي خود تلاش نکرد. ايشان با دو همراهش دچار بدترين سرنوشتي شدند که براي انسان امکان دارد؛ربوده شدن اجباري، با گذشت بيش از 30 سال بدون هيچ اطلاعي از ايشان يا کشف سرنوشت شان. اتفاقي که براي خانواده و دوستداران آنها رنجي دردناک است که تا به امروز استمرار دارد.

از آغاز بحران لبنان در سال 1975 امام موسي صدر دغدغه وحدت و يکپارچگي لبنان را داشت؛ يکپارچگي سرزمين و ملت و نهادها را. ايشان از هر راهي براي اقناع طرف هاي درگير از کشتار و ويراني بيشتر کشور خود فروگذار نکرد. حتي گفت؛ «اگر از من خواسته شود خويش را قرباني کنم تا لبنان باقي بماند، لحظه يي درنگ نخواهم کرد.» هنگامي که تلاش هاي ايشان به نتيجه نرسيد، به سفر رفت و با هر کس که در او تواني براي کمک به پايان دادن وضع ناگواري که کشور به آن دچار شده بود مي ديد، گفت وگو کرد. نتيجه آن گفت وگوها برپايي اجلاس سران در رياض و قاهره بود.

امام صدر احساس مي کرد توطئه يي براي تجزيه لبنان و ايجاد دولتي اسلامي وجود دارد؛ سرهنگ معمر القذافي از طرفداران و حاميان اين تفکر بود. در حالي که موضع امام روشن و قاطع مخالف تفکر ايجاد اين دولت بود. امام صدر اصرار داشت که لبنان ميهن نهايي همه شهروندان مسيحي است، همان طور که ميهن مسلمانان است. اين اختلاف عقيده به تيرگي روابط ميان امام و رژيم ليبي انجاميد که به هنگام ديدار امام با معمر القذافي در سال 1975 به هنگام بازديد از ليبي به وضوح آشکار شد.

امام موسي صدر به هنگام ديدار از الجزاير و ديدار با رئيس جمهور آن کشور، هواري بومدين با درخواست وي براي سفر به ليبي و ديدار با سرهنگ القذافي مواجه شد. بنابراين امام به رغم ميل خود و به درخواست رئيس بومدين که از يکي از معاونانش خواست فوراً مقدمات سفر امام را به ليبي مهيا کند، به آن کشور سفر کرد؛ حتي رئيس بومدين در نوشته هاي خود گفته است که اخلاقاً مسوول قضيه ربودن امام و دو همراهش است.

پس از بازگشت امام از الجزاير در تاريخ 28/7/1978، کاردار ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن کوره دعوت رسمي را براي ديدار از ليبي به امام موسي صدر تقديم کرد. خرج سفر نيز بر عهده سفارت ليبي بود (نامه سفارت ليبي به تاريخ 24/8/1978 در شرکت هوايي الشرق الاوسط موجود است.)

در تاريخ 20/8/1978 امام به کاردار ليبي اعلام کرد که مايل است سفر در تاريخ 25/8/1978 صورت پذيرد و اعلام کرد ناگزير است ليبي را پيش از 1/9/1978 ترک کند، چرا که همسرش بيمار و در فرانسه تحت درمان است. نيز بايد براي پيگيري کارهاي مهم به لبنان بازگردد. همچنين اسامي اعضاي هيات همراه اعلام شد.

در تاريخ 25/8/1978 امام و دو همراهش با پرواز شرکت هواپيمايي الشرق الاوسط به ليبي رفتند. در شمار بدرقه کنندگان در فرودگاه بيروت، مدعي عليه، کاردار ليبي در لبنان، محمد بن کوره، حضور داشت و در فرودگاه طرابلس نيز از سوي مدعي عليه، احمد شحاته رئيس دفتر روابط خارجي کنگره خلق مورد استقبال قرار گرفتند. امام و دو همراهش در هتل الشاطي طرابلس به عنوان ميهمانان رسمي حکومت ليبي اقامت گزيدند.

هدف از ديدار امام صدر و دو همراهش از ليبي که با آغاز آماده سازي براي جشن هاي انقلاب ليبي، در ابتداي ماه سپتامبر مصادف شده بود، صرفاً ديدار با سرهنگ القذافي و مسوولان ليبي و گفت وگو درباره مسائل لبنان بوده است. پس از آن امام قصد داشت به فرانسه سفر کند تا از سلامتي همسرش که تحت معالجه بود، اطمينان يابد. اين مساله همچنين از متن نامه يي که امام در بعدازظهر 30/8/1978 توسط آقاي نزار علي براي خانواده خود فرستاد، مشخص مي شود. در آن نامه آمده است که امام روز شنبه يا يکشنبه يعني دوم يا سوم سپتامبر به پاريس مي رسد. ضمناً مي دانيم که امام ويزاي مکرر فرانسه را از سفارت فرانسه در بيروت در تاريخ

25 ژوئيه 1978 گرفته بود که تا ماه دسامبر همان سال اعتبار داشته است. همچنين شيخ محمد يعقوب نيز که قصد داشت به همراه امام به فرانسه برود، ويزاي فرانسه را از سفارت آن کشور در بيروت گرفته بود،اما عباس بدرالدين، روزنامه نگار، چنين ويزايي نداشت.

زماني که امام و همراهانش در هتل الشاطي اقامت داشتند، اتفاقاً شخصيت هاي لبناني از جمله آقايان؛ طلال سلمان، منح الصلح، بشاره مرهج، اسعد المقدم، محمدقباني و بلال الحسن نيز حضور داشتند که براي شرکت در جشن هاي انقلاب ليبي در اول ماه سپتامبر به آن کشور سفر کرده بودند.

قطع تماس هاي تلفني

از زمان رسيدن امام و دو همراهش به ليبي تا ربوده شدن شان، بر خلاف عادت امام در سفرهاي خود، ايشان هيچ تماس تلفني با مجلس اعلاي شيعيان يا خانواده و يا دوستان خود نگرفته است. وضعيت دو همراه ايشان نيز به همين صورت است. با اينکه آقاي عباس بدرالدين براي پوشش خبري اين سفر در خبرگزاري خود، با امام همراه شده بود.

همچنين روزنامه هاي ليبيايي و رسانه هاي آن کشور هم اين سفر را ناديده گرفتند و هيچ اشاره يي حتي گذرا به آن نکردند، به رغم آنکه سفر رسمي بود. تا آنجا که حتي کاردار سفارت لبنان در ليبي و شاهد پرونده، آقاي نزار فرحات، تا سه روز پس از رسيدن امام و دو همراهش از حضور ايشان خبر نداشت. کاردار لبنان در تاريخ 28/8/1978 و پس از تماس آقاي عباس بدرالدين با او و تمايل به حضور در سفارت و ديدار با وي از حضور آنها خبردار شد.

پس از اين تماس استاد بدرالدين به همراه آقايان منح الصلح و بشاره مرهج به سفارت رفتند و با کاردار ديدار کردند. کاردار لبنان پس از اين ملاقات دريافت که آنان پس از طرابلس به پاريس خواهند رفت. بنابراين متوجه شد که نيازمند اخذ رواديد سفر براي ورود به فرانسه هستند. بدرالدين، منح الصلح و مرهج از کاردار خواستند با ارسال نامه هايي براي آنان از سفارت فرانسه در طرابلس رواديد اخذ کند. کاردار سفارت لبنان يکي از کارمندان محلي سفارت به نام عايشه رحمه را مامور کرد که اين مساله را پيگيري و نامه هاي لازم را آماده کند. کارمند محلي سفارت از آنان مي خواهد عکس هاي خود را به او بدهند تا به درخواست الصاق کند. در اين هنگام آقايان الصلح و مرهج براي آوردن عکس سفارت را ترک مي کنند و آقاي عباس بدرالدين مي ماند. آقاي فرحات از آقاي بدرالدين مي پرسد که چه تاريخي به طرابلس رسيده اند و پس از آن تلفني با امام موسي صدر تماس مي گيرد. عباس بدرالدين نيز گذرنامه و عکس هاي خود را به کارمند محلي سفارت مي دهد تا براي او ويزاي فرانسه بگيرد و بعد سفارت را ترک مي کند.

حوالي ساعت هشت و نيم شب 28/8/1978 آقاي فرحات کاردار سفارت به محل اقامت امام در هتل الشاطي مي رود و با ايشان ديدار مي کند. در اين ديدار امام به آقاي فرحات تاکيد مي کند که ماندنش در ليبي منوط به مشخص شدن زمان ديدارها است؛ اگر زود انجام شود يا حتي اگر گفته شود ملاقاتي انجام نمي شود، ليبي را ترک مي کند و به فرانسه خواهد رفت. در اين ديدار کاردار سفارت لبنان تاکيد کرد که رواديد ورود امام و شيخ محمد يعقوب به فرانسه معتبر است.

غروب 28/8/1978 جلسه يي درباره کتاب سبز برگزار شد که مدعي عليه، معمر القذافي و آقايان؛ منح الصلح، محمد قباني، بلال الحسن، اسعد المقدم و بشاره مرهج در آن حضور داشتند که جلسه تا نيمه شب ادامه يافت. مي دانيم که اين هيات پس از امام و دو همراهش يعني در تاريخ 26/8/1978به طرابلس رسيده بودند.

پس از پايان جلسه و بازگشت هيات مذکور به هتل، به هنگام سحر آقاي عباس بدرالدين را ديدند و از او شنيدند امام سحري را ميل کرد ه اند. آنها نزد امام رفتند و از ايشان شنيدند که همان شب زمان ديدار با سرهنگ معمر القذافي بوده اما نيمه شب تماس گرفته اند که؛ قرار لغو شده و به وقت ديگري موکول شده است.

غروب 30/8/1978 کاردار لبنان آقاي نزار فرحات ضيافت افطاري به مناسبت حضور امام برپا کرد که شيخ محمد يعقوب و آقاي عباس بدرالدين، منح الصلح و هيات لبناني دعوت شده به جشن هاي ليبي و آقاي سفير، ژوزف سلامه، در آن حضور داشتند. پس از افطار امام اجازه خواست تا ضيافت را ترک کند. امام به انتظار ماشين تشريفات نماند و با تاکسي به هتل بازگشت چرا که منتظر تلفن يا دعوت براي ديدارهاي رسمي بود که گفته بودند ممکن است در هر لحظه يي انجام شود.

ديدار با القذافي

عادت سرهنگ القذافي بر اين است که به هنگام ديدار با هر شخصيتي به مشاوران خود مي گويد از آن شخصيت بخواهند در هتل يا مکاني که به راحتي بتوان با او تماس گرفت، منتظر بماند تا زمان ملاقات را که معمولاً بلافاصله پس از تماس است، به وي اعلام کنند. بنابراين امام ناراحت و معذب بود چرا که پنج روز از حضورش در هتل مي گذشت اما هنوز با سرهنگ القذافي ديدار نکرده بود.

صبح روز 31/8/1978 امام صدر به شاهد پرونده، اسعد المقدم، خبرنگار گفت به لبنان بازخواهد گشت چرا که هنوز زماني براي ديدار با القذافي مشخص نشده، ضمن آنکه آقاي اسعد المقدم، امام صدر و دو همراهش را حوالي ساعت يک ظهر ديده که هتل را ترک مي کنند. او از صحبت کوتاه با آقاي عباس بدرالدين دريافت که آنان براي ديدار با القذافي مي روند. اين آخرين باري بود که امام و دو همراهش مشاهده شده اند.

امام و دو همراهش بعدازظهر 31/8/1978، عملاً با سرهنگ القذافي ديدار کرده اند و ملاقات نيز نه تنها دوستانه نبوده، بلکه بسيار توفاني بوده. علت آن هم اختلاف عقيده سياسي و ديني با القذافي بوده است؛امري که منجر شد القذافي به اطرافيانش بگويد؛ «اينها را بگيريد» و از آن لحظه تاکنون هيچ اثري از امام و دو همراهش نيست. شاهد پرونده آقاي نزار فرحات، تاکيد مي کند که بعدازظهر 31/8/1978 به هتل الشاطي رفته اما امام و دو همراهش را نديده. وي گذرنامه هاي آقايان عباس بدرالدين و منح الصلح را به آقاي بشاره مرهج مي دهد. آقاي نزار فرحات غروب همان روز به هتل باز مي گردد و تلاش مي کند با اتاق هاي امام صدر و دو همراهش تماس بگيرد، اما نتيجه يي نمي گيرد. سپس کارمندان هتل به او خبر دادند امام و همراهانش اکنون در هتل نيستند. صبح روز بعد دوباره تلاش کرد با امام يا يکي از همراهانش تماس بگيرد اما يکي از کارمندان هتل به او گفت امام و دو همراهش هتل را ترک کرده اند.

همان طور که گفته شد امام صدر عادت داشت هنگام سفر هر روز با مجلس اعلاي شيعيان لبنان و خانواده اش تماس بگيرد، اما سپري شدن چند روز بدون تماس، همه را نگران، مضطرب و ترسان کرده بود. بنابراين از سوي مجلس اعلاي شيعيان با رئيس جمهور وقت، مرحوم الياس سرکيس و جناب نخست وزير، دکتر سليم الحص تماس گرفتند که آنان را از مساله باخبر سازند. جناب رئيس جمهور سرکيس چندين بار کوشيد تا تلفني با سرهنگ القذافي صحبت کند، اما نتوانست. بنابراين دستور داد دبيرکل هيات دولت لبنان دکتر عمر مسيکه به همراه دو افسر از اداره دوم ارتش، سرگرد نبيه فرحات و سروان نصوح مرعب به ليبي بروند. کاردار سفارت ليبي در لبنان، مدعي عليه، محمود بن کوره، در ابتدا در صدور ويزاي ليبي کار شکني مي کرد و آن را کش مي داد، بالاخره پس از تماس هايي تنها به دبير کل کابينه، ويزا داد و براي دو افسر نامبرده ويزا صادر نکرد.

نخست وزير ليبي، مدعي عليه، سرگرد عبدالسلام جلود نيز براي مشخص کردن زمان ملاقات بسيار معطل کرد اما در نتيجه تهديد دکتر عمر مسيکه بر ترک ليبي و انعکاس مساله در لبنان و در موضع رسمي دولت، براي ديدار با سرگرد جلود وقت ملاقاتي مشخص شد. وي در ابتداي ديدار اقدام به ربودن امام صدر را عجيب مي شمرد. وي وعده داد براي پايان دادن به اين وضعيت از هيچ کوششي فروگذار نخواهد کرد. سرگرد جلود به دکتر مسيکه اطلاع داد که امام صدر و همراهانش با هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 به ايتاليا رفته اند. وي گفت اين سفر ساعت هشت و نيم شب 31/8/1978 انجام شده و آنان ناگهاني و بدون اطلاع مراجع رسمي در ليبي سفر کرده اند. بايد اشاره کرد هيات امنيتي متشکل از افسران، فرحات و مرعب، براي بررسي تحقيقات ايتاليا به رم رفتند و نتوانستند وارد خاک ليبي شوند.

ناپديد شدن امام موسي صدر تنها سبب نگراني بسيار در مجلس اعلاي شيعيان و خانواده و دوستان امام نبود، بلکه دستگاه هاي رسمي لبنان از طريق کانال هاي ديپلماتيک از مقامات ايتاليايي خواستند در اين باره تحقيق کنند. دادستاني کل ايتاليا در رم عملاً در دو مرحله اقدام به تحقيق کرد. مرحله اول در تاريخ 24/9/1978 و مرحله دوم در تاريخ 23/9/1981بود. اين دادستاني در تاريخ 20/12/1981 از قاضي تحقيق در رم درخواست کرد پرونده را بايگاني کند. چرا که براي دادستاني محرز شده بود امام موسي صدر و دو همراهش به رم نيامده اند و افرادي که وارد خاک ايتاليا شده اند، خود را به جاي آنان جا زده و نام و هويت امام و دو همراهش را به دروغ بر خود گذاشته اند. بنابراين در نهايت در تاريخ 28/1/1982 قاضي تحقيق در شهر رم تصميم گرفت به همين دلايل پرونده را بايگاني کند.

تحقيقات ايتاليا

تحقيقاتي که دستگاه قضايي ايتاليا در تاريخ 1/9/1978 انجام داد مشخص کرد دو نفر وارد هتل هاليدي اين شده اند و خود را امام و شيخ محمد يعقوب معرفي کرده اند که يکي از آن دو لباس روحانيون بر تن داشته است. آنان دو اتاق درخواست کرده اند و اتاق هاي 701 و 702 به آنان داده شده. همچنين پس از آنکه يکي از کارمندان هتل به آنان مشکوک شده، آنها مبلغ يک هفته را پيش پرداخت کرده اند. آن دو نفر سپس به اتاق هايشان رفتند و پس از 10 دقيقه رفتند و ديگر بازنگشتند. فردي هم که لباس روحانيون بر تن داشت هنگام خروج لباس شخصي بر تن کرده بود.

پليس قضايي بلافاصله از کارمندان هتل هاليدي اين بازجويي کرد و آنان در بازجويي ها مشخصات افراد را با تصاوير امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب مقايسه کردند و هر گونه شباهت آنان را با عکس ها انکار کردند و گفتند دو نفري که به نام امام و شيخ يعقوب وارد هتل شده اند، جعلي و دروغين بوده اند.

شاهد پرونده آقاي نيکولوزي لئوناردو، هنگامي که عکس امام را به او نشان دادند تا يکي از دو فرد عربي را که اول سپتامبر ديده بود، شناسايي کند، نشناخت.

اما شاهد پرونده، آقاي کولانجلو پيترو تصريح کرد به هيچ وجه شخصي را که عکس او را نشانش داده اند، نديده است.

شاهد پرونده خانم زامبوکو مارگريتا، قامت شخصي را که لباس روحانيون بر تن و عمامه بر سر داشته، حدوداً 175 سانتي متر و کسي را که لباس شخصي پوشيده بود، کوتاه قد توصيف مي کند. وي هنگامي که عکس امام را مي بيند، شباهت ميان عکس و آن شخص را انکار مي کند که وي همان شخص بوده است.

شاهد پرونده آقاي چدروني آلبرتو، شخصي را که لباس روحاني بر تن کرده بود، بدون ريش و سبيل و شخصي را که لباس شخصي بر تن داشته کوتاه قد توصيف مي کند. وي گفت شخص اولي که ديده، کسي نيست که عکس او را ملاحظه کرده است.

اما شاهد پرونده آقاي دورانته جيوزپه، باربر هتل، شخصي را که لباس روحاني بر تن داشته حدوداً 175 الي 180 سانتي متر و بدون ريش و سبيل و شخص ديگر را کوتاه قد و داراي سبيل توصيف مي کند و مي افزايد کسي که لباس شخصي بر تن داشت با فردي که لباس روحانيون بر تن کرده بود، با احترام بسيار زياد رفتار مي کرد؛ گويي از او مي ترسيد. مثل رفتار سرباز در برابر مافوق خود. وي هنگامي که تصوير امام صدر را ديد قاطعانه رد کرد که وي همان کسي باشد که در هتل ديده است.

همچنين مهماندار هواپيماي شرکت آليتاليا به شماره 881 مورخ 31/8/1978 قاطعانه مي گويد با توجه به ويژگي هاي بارز امام موسي صدر کسي که با آن پرواز سفر کرده امام صدر نبوده است.

شاهد پرونده استالفي اورلاندو، عضو کادر پرواز اعلام کرد ميان مسافران شخصي که ويژگي ها و نشان هاي امام را داشته باشد، نديده است. هنگامي که عکس هاي امام و دو همراهش را به او نشان دادند، هيچ کدام را نشناخت و هيچ يک را در ميان مسافران آن پرواز نديده بود.

شاهدان ديگر پرونده، کوچياني ليچيا،کانتينو سرجيو و باگنولو روبرت ريچارد گفته هاي شهود نامبرده بالا را تأکيد کردند. شهود ديگر کاردونه آندريا و ساندرونه کارمينه اعلام کردند در ورودي فرودگاه فيوميچينو در رم مسوول بررسي گذرنامه ها در عصر روز 31/8/1978 بوده اند آنها قاطعانه اعلام کردند عکس هاي امام و دو همراهش با عکس هايي که روي گذرنامه هايي که در آن شب ديده اند، مطابقت ندارد.

شاهد ديگر پرونده، فيدله آلفردو کارمند اداره گمرک تأکيد کرد در بخش بازرسي گمرک از ساعت 6 عصر روز 31/8/1978 تا ساعت 8 صبح 1/9/1978 در محل کار خود بوده است. وي هنگامي که عکس هاي امام و شيخ يعقوب و عباس بدرالدين را ديد، با قاطعيت و بدون ترديد اعلام کرد اين افراد را نديده است. وي همچنين اعلام کرد چون مدت زماني طولاني در قاهره بوده، زبان عربي را به خوبي مي داند و عادت دارد با مسافران عرب زبان صحبت کند.

اما شاهدان، والنته الساندرو و دو نسلمان جوزفين که هر دو مسافر همان پرواز بوده اند، اعلام کردند در آن پرواز کسي را با مشخصات امام يا شبيه او نديده اند.

بايد اشاره کرد همه اين گفته ها بلافاصله پس از واقعه و از تاريخ 20لغايت 23سپتامبر 1978 انجام و ثبت و ضبط شده است.

زوتو دوناتو گروهبان و مامور بخش امنيت و مسوول بررسي و تطبيق گذرنامه ها با چهره افراد، در فرودگاه فيوميچينو اعلام کرد شخصي را که در مقابل خود ديده، چهره اش با عکس روي گذرنامه مطابقت داشته است. وي اعلام کرد چهره کسي را که به نام عباس بدرالدين تقاضاي اقامت کرده به خاطر ندارد و دقيقاً نمي داند عباس بدرالدين حقيقي بوده است که عکس او را به او نشان داده اند يا خير.

تحقيقاتي که در هتل ساتلايت انجام شد، اثبات کرد شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين در شب 31/8/1978 يا پس از آن در هتل ساتلايت يا هر هتل ديگري در رم اقامت نداشته است.

تحقيقات از شرکت هوايي مالت و شرکت آليتاليا مشخص کرد هيچ شخصي به نام بدرالدين عباس يا عباس بدرالدين به مالت نرفته است؛ نه در اول سپتامبر و نه در ساير روزهاي هفته. تحقيقات ايتاليا به اين نتيجه رسيد که شخصي که در برابر مسوول بررسي گذرنامه ها بوده و در ساعت 23 و 35 دقيقه شب 31/8/1978 حاضر شده و نام عباس بدرالدين بر خود گذاشته و گذرنامه او را به همراه داشته شخصي ديگر بوده و به دروغ خود را بدرالدين معرفي کرده است.

ليبي ترک نشده

تحقيقات ايتاليا روشن کرد بدون هيچ شکي امام صدر و دو همراهش ليبي را ترک نکرده اند و در نتيجه وارد خاک ايتاليا نشده اند. همچنين ادله ثبوتي بالا اين مساله را اثبات مي کنند. اين ادله با ادعاهاي برخي افراد نزد پليس ليبي تناقض دارد.

منابع تحقيقاتي ايتاليا در تحقيقات منابع ليبيايي شک کردند و آن به سبب تاخير در شروع به تحقيق در ليبي است که در تاريخ 3/11/1979 يعني پس از گذشت بيش از يک سال از ربودن امام و دو همراهش انجام شده و سخن کساني که از آنها بازجويي شده، دچار تناقضات فراوان است.

کارگران هتل هاليدي اين گذرنامه امام صدر و شيخ يعقوب را در يکي از اتاق هايي که به نام آنها رزرو شده بود، پيدا کردند. و مشخص شد گذرنامه سياسي امام دستکاري شده و عکس الصاق شده روي آن نه تنها کمي جدا شده بلکه مهر خشک شده و حک شده روي آن با نقش مهر موجود در صفحه 3 يکسان نيست و همچنين عکس از سند ديگري کنده شده چرا که آثار آن پشت عکس باقي مانده بود.

جست وجوي چمدان ها نشان داد اسناد، لباس ها و وسايل خاص امام به طور بي نظم درهم ريخته بود. در چمدان ها لباس هاي امام به همراه لباس ها و وسايل و اسناد شيخ يعقوب و آقاي بدرالدين مشاهده شد. همچنين لباس ها و وسايل افراد ناشناس ديگري پيدا شد.

چمدان کوچک امام محتوي وسايل خاص آقاي بدرالدين و همچنين وسايل افراد ناشناس بود. همچنين وسايل آقاي بدرالدين در کيف سامسونت خاکستري رنگ پيدا شد. اين کيف سامسونت اصلاً نبايد در هتل «هاليدي اين» مي بود چرا که شخصي که نام بدرالدين را بر خود گذاشته بوده به اين هتل نيامده بلکه در فرودگاه رم تصريح کرده به هتل ساتلايت خواهد رفت. همچنين در يکي از چمدان ها ساعت مچي امام صدر مشاهده شد که شيشه اش شکسته و بندش پاره شده و از کار افتاده بود.

مسوول پرواز 881 عالمي ديني را در پرواز نديده است.

اين اتفاقات با موارد زير تاييد شد؛

- شکايت شاکي

- گفته هاي شهود

- گزارش کميته کارشناسان

- تحقيقات ايتاليا

- بنا بر قرينه عدم اجازه ورود به خاک ليبي به افسران لبناني، عضو هيات لبناني از سوي حکومت ليبي

- عدم جديت در تحقيقات ليبي

- اعتراف مدعي عليه، معمر القذافي، به ربودن امام و دو همراهش در ليبي (سخنراني سال 2002 در شهر سب ها)

- به قرينه عدم حضور مدعي عليهم

- کليه تحقيقات

ثانياً در قانون

- از آنجا که در نتيجه تحقيقات انجام شده مشخص شد بدون هيچ شکي امام سيد موسي صدر و دو همراهش جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار، عباس بدرالدين، که بنابر دعوت رسمي از سوي ليبي و براي جلسه با سرهنگ معمر القذافي به آن کشور رفته بودند، ليبي را به سوي مکان ديگري پس از ديدارشان با القذافي و در تاريخ 31/8/1978 ترک نکرده اند و بر خلاف تمايل خود در ليبي باقي مانده اند.

- و از آنجا که مدعي عليه، سرهنگ القذافي، به رغم اصرار حکومت ليبي از زمان ربودن امام در تاريخ 31/8/1978 مبني بر اينکه ايشان خاک ليبي را به مقصد ايتاليا ترک کرده اند، در سخنراني يي که در شهر سب ها در تاريخ 31/8/1978 ايراد کرد، به ناپديد شدن امام و دو همراهش در ليبي اعتراف کرد؛

- و از آنجا که از تحقيقات صورت گرفته از سوي دادستاني کل ايتاليا که منجر به صدور دو قرار از سوي دادستان کل و قاضي تحقيق رم شد، مشخص شد کساني که وارد ايتاليا شده اند، امام صدر و دو همراهشان نبوده اند، بلکه افرادي ديگر بوده اند که به دروغ نام آنان را براي خود جعل کرده بودند.

- و از آنجا که در نتيجه تحقيقات دستگاه قضايي ايتاليا نادرستي و عدم صحت تحقيقات ليبي از مدعي عليهم مشخص شد.

- و از آنجا که از تحقيقات ايتاليا از مهماندار و مسافران هواپيمايي آليتاليا به شماره 881 از طرابلس به مقصد رم به تاريخ 31/8/1978 مشخص شد که هيچ کس امام صدر را در آن پرواز مشاهده نکرده و مسوول پرواز نيز هيچ فرد روحاني را در آن پرواز نديده است. حتي اگر فرض کنيم هيچ کس امام را در فرودگاه طرابلس در غروب روز 31/8/1978 نديده، بر فرض صحت اين واقعه به معني سوار شدن به هواپيماي شرکت آليتاليا نيست، بلکه جزيي از عمليات ربودن براي ظاهرسازي چهره امام براي کساني است که ايشان را ديده اند.

- و از آنجا که پرواز 881 از طرابلس به رم با يک ساعت تاخير پرواز کرده و ساعت يازده و نيم شب به رم رسيده است و دو نفري که خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده اند حدود ساعت 10 صبح 1/9/1978 وارد هتل هاليدي اين شده اند.

- و از آنجا که اثبات شد امام سيدموسي صدر و شيخ محمد يعقوب هيچ گاه لباس شخصي بر تن نمي کردند.

- و از آنجا که مشخص شد شخصي که خود را جاي امام موسي صدر گذاشته بود و وارد هتل هاليدي اين شده، لباس روحانيون بر تن داشته و پس از آنکه حدوداً 10 دقيقه در اتاق مانده و با لباس شخصي خارج شده و هتل را ترک کرده و ديگر بازنگشته.

- و از آنجا که همه کارمندان و کارگران هتل هاليدي اين پس از مشاهده عکس امام موسي صدر قاطعانه اعلام کردند فردي را که در هتل ديده اند، امام موسي صدر نيست.

- و از آنجا که مشخص شد ويژگي هاي امام و شيخ يعقوب با ويژگي هايي که شهود ايتاليايي اعلام کرده اند، از نظر قامت (بيش از 195 سانتي متر) يا ريش و سبيل يا لباس يا ويژگي هاي آشکار ظاهري منطبق نيست.

- و از آنجا که دو نفري که خود را امام صدر و شيخ يعقوب ناميده اند، ساعت 30/11 شب 31/8/1978 به فرودگاه رم رسيده اند در حالي که ورودشان به هتل هاليدي اين در رم پس از ساعت 10 صبح 1/9/1978 ثبت شده و در آنجا هم بيش از 10 دقيقه نمانده اند.

- و از آنجا که مشخص شد شخصي که خود را خبرنگار عباس بدرالدين ناميد. نام او در هتل ساتلايت ديده نشده و آن گونه که گمان مي رفته به مالت هم نرفته است و چمدان هايش با چندان هاي امام در هتل هاليدي اين پيدا شده و وسايل او با وسايل امام و شيخ يعقوب و وسايل افراد ناشناس ديگري درهم بوده است. (گفته هاي گروهبان زوتو و کارمندان هتل)

- و از آنجا که مشخص شد در زمان جلسه مدعي عليه معمر القذافي با امام موسي صدر و دو همراهش بحث سختي در گرفته و القذافي به عمال خود دستور داده که دستگيرشان کنند، در نتيجه عمال وي از آن روز تاکنون آنان را دستگير کرده و آزادي ايشان را سلب کرده اند.

- و از آنجا که مشخص شد گذرنامه بدرالدين خبرنگار همراه کاردار لبنان نزار فرحات بوده و بعدازظهر 31/8/1978 آن را به هتل الشاطي آورده و هنگامي که امام و همراهانش را در هتل پيدا نکرده، گذرنامه را به آقاي بشاره مرهج مي دهد. با توجه به اينکه پس از ساعت يک ظهر 31/8/1978 که امام و دو همراهش هتل را براي ديدار با القذافي ترک کردند، هيچ کس آنها را نديده است.

- و از آنجا که بر اساس گفته هاي شاهد پرونده نزار فرحات، وي ساعت 30/9 شب 31/8/1978 به هتل رفته تا امام و دو همراهش را ببيند اما کارمندان هتل به او گفته اند که امام و همراهانش نيستند و انتظار او در هتل و تماس با اتاق هاي آنان نتيجه يي در برنداشته تا آنکه روز بعد کارمندان هتل به نزار فرحات گفته اند امام و همراهانش هتل را ترک کرده اند. اين سخنان نشان مي دهد که امام و همراهانش اتاق ها را به روش طبيعي، عادي و مرسوم تحويل نداده اند و نيز نشان مي دهد که غيرممکن است امام و همراهانش با هواپيماي شرکت آليتاليا که 9 شب با تاخير توجيه ناپذير بيش از يک ساعت پرواز کرده، سفر کرده باشند.

- و از آنجا که مشخص شد گذرنامه سياسي امام موسي صدر دستکاري شده که اين مساله را تحقيقات ايتاليا نيز مشخص کرده اند.

- و از آنجا که گذرنامه خبرنگار عباس بدرالدين پيدا نشد و برخي وسايل شخصي وي در هتل هاليدي اين و در ميان وسايل امام و شيخ يعقوب و افراد ناشناس ديگر پيدا شد.

- و از آنجا که کاردار لبنان در طرابلس آقاي سعيد بيطار در نامه خود به وزارت امور خارجه لبنان در تاريخ 1/19/2007 اعلام کرده که اغلب مدعي عليهم ليبيايي يا ماموران امنيتي بوده اند يا از کميته هاي روابط خلق (اطلاعات سفارتخانه ها) يا براي پوشش دادن به فعاليت اصلي خود، به تجارت مي پردازند و بيشتر اين افراد به سن بازنشستگي رسيده اند. مشهور و معروف است که رژيم ليبي هنگامي که اعضاي اطلاعاتي آنها به سن بازنشستگي مي رسند، زيادي وام و مزرعه يي در منطقه خودشان به آنها مي دهد.

- و از آنجا که مشخص شد گذرنامه امام صدر و شيخ محمد يعقوب ويزاي مکرر ورود به خاک فرانسه داشته که تا تاريخ 31/8/1978 اعتبار داشته و مشخص نيست چگونه ملغي شده و ويزاي ورود به فرانسه به تاريخ 31/8/1979 از جانب سفارت فرانسه در طرابلس به جاي آنها ثبت شده است و کسي که ويزا صادر کرده، متوجه نشده اعتبار ويزاي اول هنوز پايان نيافته است.

- و از آنجا که مشخص شد رواديد ورود به ايتاليا در بعدازظهر 31/8/13978 توسط کارمند رسمي ليبي فقط براي امام و شيخ يعقوب اخذ شده است و براي آقاي عباس بدرالدين اخذ نشده. همچنين کسي که در همان تاريخ رواديد ورود به فرانسه براي امام و شيخ يعقوب گرفته، همين کارمند رسمي ليبي بوده است.

- و از آنجا که شيوه و زمان دريافت رواديد فرانسه در ايتاليا بدون اطلاع و مساعدت از سفارت لبنان انجام شده بر دخالت رسمي ليبي در طراحي عمليات ربودن، تاکيد دارد.

- و از آنجا که مشهور است ليبي تابع رژيم بسته مرکزي و تابع کنگره يي از سوي رهبر منحصر به فرد، مدعي عليه، معمر القذافي است، که نمي توان در آن رژيم از هيچ قرار يا تصرفي سخن گفت، مگر آنکه رهبر آمر و ناهي، مدعي عليه، سرهنگ القذافي دستور داده باشد.

- و از آنجا که تبعات ربودن و ناپديد کردن امام صدر و دو همراهش که به دعوت رسمي حکومت در آنجا بوده اند، به عهده رژيم ليبي است. همچنين مشارکت در توطئه هاي صورت گرفته براي پوشش اين جنايت و اصرار ورزيدن بر آن بر عهده اين رژيم است.

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم سرهنگ معمر القذافي، مرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون، عيسي مسعود عبدالله المنصوري، محمود محمد بن کوره، احمد الاطرش، عبدالسلام جلود، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاتي، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد علي الرحيبي و محمد ولد دادا تشکيل دهنده تحريض و تشويق و مشارکت در ربودن امام موسي صدر و شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين است. جرمي که مستند آن درباره مدعي عليه اول ماده 569 /218 قانون مجازات لبنان و نسبت به ساير مدعي عليهم ماده 569/213 همان قانون است.

- و از آنجا که فعل مدعي عليه اول معمر القذافي و ساير مدعي عليهم در جهت ايجاد جنگ داخلي در لبنان و برانگيختن جنگ فرقه يي ميان لبناني ها از طريق ربودن امام و دو همراهش بوده است، شامل ماده دوم قانون مصوب 11/1/1958 است.

- و از آنجا که فعل ايشان در جهت دامن زدن به اختلافات مذهبي و تحريک و ترغيب نزاع و درگيري ميان اقشار مختلف امت است، شامل جنحه و جنايت ماده 317 قانون مجازات است.

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم به استثناي محمد محمود ولد دادا تبعه کشور موريتاني و محمود بن کوره تبعه کشور ليبي به علت اقدام متهمان مبني بر دستکاري و جعل در گذرنامه امام موسي صدر و استفاده از گذرنامه با آگاهي و اطلاع از امر منطبق با مواد 463و 463/454/213 قانون مجازات است.

- و از آنجا که فعل مدعي عليهم به استثناي محمود بن کوره تبعه ليبي و محمد محمود ولد دادا تبعه موريتاني به علت جعل هويت و خود را به جاي آنان جا زدن، منطبق بر ماده 392/213 قانون مجازات است و از آنجا که تلازم ميان جنحه جنايت وجود دارد.

- و از آنجا که تحقيقات درباره هويت کامل مدعي عليهم عبدالسلام جلود، محمود محمد بن کوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد بن علي الرحيبي، محمد ولد دادا به نتيجه قطعي نرسيده است، قرار پيگيري دائم تا شناسايي کامل هويت مدعي عليهم صادر مي شود.

بنابراين؛

بر اساس بررسي ها مقرر مي داريم؛

يکم؛ اتهام مدعي عليه معمر القذافي را که هويت او در بالا ذکر شده به مقتضاي ماده 569/218 از قانون مجازات لبنان به علت تحريض و تشويق بر ربودن و سلب آزادي امام موسي صدر و جناب شيخ محمد يعقوب و خبرنگار آقاي عباس بدرالدين به علت جرم حاصله در تاريخ 31/8/1978 به اثبات رسيد.

دوم؛ اتهام مدعي عليهم المرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه سحيون و عيسي مسعود عبدالله المنصوري در بالا ذکر شده بر اساس ماده 569/213 قانون مجازات لبنان به علت اقدام و مشارکت در ربودن امام صدر و دو همراهش محرز است.

سوم؛ مدعي عليهم سرهنگ معمر القذافي، المرغني مسعود التومي، احمد محمد الحطاب، الهادي ابراهيم مصطفي السعداوي، عبدالرحمن محمد غويله، محمد خليفه بن سحيون و عيسي مسعود عبدالله المنصوري بر اساس احکام ماده 2 از قانون 11/1/1958 متهم هستند.

چهارم؛ مدعي عليهم مذکور در بند 3 بالا به جنحه ذکر شده در مواد 317 و 463 و 463/454/213 و 392 /213 قانون مجازات مظنون هستند.

پنجم؛ قرار بازداشت همه مدعي عليهم مذکور در فوق صادر شده و بايد با دستبند به بازداشتگاه دادگاه عالي بيروت منتقل شوند.

ششم؛ اين جنحه را به علت تلازم به عنوان جنايت اعلام مي داريم.

هفتم؛ قرار پيگيري دائم براي شناسايي هويت کامل همه مدعي عليهم عبدالسلام جلود، محمود محمد بن کوره، احمد الاطرش، عيسي البعباع، عاشور الفرطاس، علي عبدالسلام التريکي، احمد شحاته، احمد مسعود صالح ترهون، ابراهيم خليفه عمر، محمد بن علي الرحيبي و محمد ولد دادا صادر شده است.

هشتم؛ هزينه دادرسي ها به طور کامل بر عهده مظنونان و متهمان است.

نهم؛ اوراق از سوي دادستان کل نزد دادگاه عالي براي امانت گذاشتن آن در مرجع خاص آن اعاده مي شود.

بيروت - سميح الحاج، قاضي پرونده

ادامه...

از کاتگوری: قرار بازداشت قذافی در مورد امام موسی صدر
تاريخ درج: 12:35 05/05/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(0)
ای دلدارم

ای دلدارم ...ای نور دیده ام...خدا کند که بیایی قبل از این که من بروم...کاش صدایم را می شنیدی که اقا جونم دوستت دارم...یاد بودت فقط چند نوار صدای بی کیفیت دارم و چند عکس سیاه و سفید...پس کی می ایی؟

ادامه...

از کاتگوری: ای دلدارم
تاريخ درج: 02:11 09/04/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(0)
lost

this man is greate shia leader.but he is lost in liby country.please help to us .we lover this man . his name is seyed mosa sadr or emam mosa sadr.help to us......................

ادامه...

از کاتگوری: imam mosa sadr
تاريخ درج: 02:06 09/04/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(0)
imam mosa sadr

help to my leader imam mosa sadr..............help....help......help

ادامه...

از کاتگوری: help
تاريخ درج: 10:32 01/04/2009 نويسنده: سید رضا هیربدوش نظرات(0)
آنلاين: ایمان علمدار, محمدظاهرکُلمانی, بهمن, سالار, محمد هاشم قاهر, ما ۳ نفر ایرانی‌, و 403 مهمان